تبليغاتX
. .com"> جاغوری زیبا

گزارشی از  سمینار " هزاره ها در نیم قرن اخیر"   کوپن هاکن دانمارک

 به مناسبت هفدهمین سالروز شهادت پیشوای شهید  استاد عبدالعلی مزاری "رح" و یاران باوفایش  سمینار دوروزه یی  در شهر کوپن هاگن دانمارک  ،  به تاریخ های دهم و یازدهم مارچ 2012  دایر گردیده بود .

این سمینار با تدبیر دبیرخانه ای  که  اعضای آن از کشور های دانمارک ، سویدن ، ناروی  و فنلند بوند  و با همکاری  همه جانبه ستاد برگزاری  سالگرد رهبر شهید  متشکل از هزاره های کشور دانمارک برگزار گردیده بود .

در این  سمینارمهمانان زیادی از کشورهای مختلف  اروپایی ، کانادا ، آمریکا و آسترلیا حضور داشتند .

برنامه  روز نخست سمینار  حوالی ساعت  11 قبل از ظهر به وقت اروپا  با تلاوت آیات از قرآن مجید  توسط خواهر زینب محمدی  آغاز گردید ،  در قسمت نخست  خانم  عاطمه بهسودی  وظیفه مجری برنامه را عهده دار بود .

اولین سخنران  سمینار آقای  دکتر همزه واعظی ، دانشمند  و تحلیل گر مسائل سیاسی  مقیم ناروی بود .

اقای واعظی  تحلیل مفصلی را در مورد  دگردیسی های اجتماعی  جامعه هزاره  ایراد فرمودند .  دکتر واعظی  وضعییت  اجتماعی  جامعه هزاره  افغانستان  را  در برهه های مختلف  تاریخ  به مطالعه گرفته و  در نتیجه دگرگونی های  اجتماعی ، فرهنگی  و سیاسی  جامعه هزاره را  بعد از نهضت  غرب کابل  به رهبری ، رهبر شهید مزاری تا کنون  مورد تحلیل و بر رسی قرار دادند . 






ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2012/3/16 و ساعت 16 |

کوچی گری و تأثیر ان  بر مردم هزاره

به نام خدا و  درود بر روح پاک شهدا بالخصوص  رهبر شهید  بابه مزاری بزرگ و یاران  با وفایش  و باعرض سلام محضر حضار گرامی  دانشمندان ، چهره های سیاسی ، فرهنگی  و ملی مردم  و کشور ما .

نخست از همه به نمایندگی از بنیاد رهبر شهید  بابه مزاری  در سویدن ، هفدهمین سالروز شهادت  پیشوای شهید و یارانش را به  تمام  مردم رنج دیده و قهرمان خویش و ملت های تحت ستم ، خانواده رهبر و یادگار رهبر شهید ، تسلیت عرض میدارم .

و به نماینده گی از شورای موسسین ، هیئت اجرائیه و اعضای بنیاد رهبرشهید در سویدن محضر مهمانان گرامی  بالخصوص ، مهمان عالی قدر ، دانشمند گرامی ، یار و همرزم رهبر شهید ، استاد  شفق بزرگ  را در محفل امروزی خیر مقدم عرض میدارم .

موضوعی را که میخواهم خدمت شما عرض نمایم "  کوچی گری و تاثیر آن بر مردم هزاره  " میباشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2012/3/16 و ساعت 16 |

شهید مزاری و توسعه سیاسی فرهنگی

 

با درود و سلام بر روح  پاک شهدا  ، شهدای گلگون کفن  مردم ما ، بالخصوص  رهبر شهید مزاری بزرگ و یاران باوفایش .

فرارسیدن هفدهیمن سالروز شهادت  پیشوای شهید مزاری بزرگ را  به  همه ستمدیده گان جهان ،  عدالت خواهان ، خانواده های شهدا  و شما حضار گرامی  از جانب خود و به نمایندگی از بنیاد رهبر شهید بابه مزاری  در سویدن ، تسلیت عرض میدارم.

سپاسگذارم از  مسئولین و برگزار کننده گان جلسه امروزی که  این گردهمایی  بزرگ را به مناسبت هفدهمین سالروز شهادت  شهید وحدت ملی ، پرچمدار عدالت اجتماعی  در افغانستان  و یاران باوفایش  دایر نموده اند .

جلسه امروزی  به نام  " رهبر شهید و توسعه سیاسی فرهنگی " نام گذاری شده است .

من نیر به نوبه خود   با کمی تغییر عنوان  صحبت هایم را خدمت  شما سروران  به عرض میرسانم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2012/3/6 و ساعت 17 |

افشار نامی  که با خون تطهیر شد .

 

با فرا رسیدن بیست و دوم دلو   باز  خاطره های  تلخی  از فاجعه  عظیمی  در ذهن  مردم ما شعله ور گشت ،  آتشی را که  نزده سال پیش نمرودیان عصر  برای  سوزاندن  ابراهیمیان  افروختند  در خاطره ها  زنده میشود .

ازیک سو ناله ها و فریاد های  ابراهیم ها و  حاجر ها به گوش می آید و بر ذهن ها  فشار درد ناکی را وارد میکند و از سوی دیگر صدای  دلخراش وغزان  به ظاهر پیروز ، نمرود و نمرودیان  کوش ها را  اذیت  میکند .

آری  نوزده سال پیش  در همین شب و روز  آتشی  در محله افشار در دامنه یی کوهی ، به دستور نمرودیان عصر  بر افروخته شد .  هدف نمرود  به آتش انداختن  ابراهیمیانی بود که  سر تعظیم  به در بار  نمرود  فرو نیاورده بودند و  از دست بوسی  نمرود و درباریانش آبا  می ورزیدند .

هدف حقیقی  نمرود و نمرودیان  زنده سوزاندن ابراهیم بت شکن عصر بود ، اما  ابراهیم  عصر از میان شعله های آتش  نجات یافت و با تبرش  تا دم شهادت  بت های  بتکده های نمرودیان را  شکست و سرتعظیم در مقابل بت کده نمرودیان فرود نیاورد ، لیک ابراهیم عصر ما  به جای یک  اسمعیل  صد ها اسمعیلش را قربانی کرد و به جای  یک حاجر صد ها حاجرش را  در بیابان ها  و در اسارت  نمرودیان  مشاهده کرد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2012/2/10 و ساعت 11 |

         بای ذنب قتلت 

دشمنان  انسانیت  بار دیگر  عاشورای حسینی  را  به عاشورای کابل  مزار شریف و قندهار تبدیل نمود 

من به مناسبت شهادت  این عزیزان ، به خانواده های  انها تسلیت عرض میدارم . 

از خداوند  بزرگ  جنت برای شهدا  صبر برای بازمانده گان و  شفای کامل  برای زخمی ها را  تمنا دارم . 

خداوند عاملین این جنابت بزرگ را  نابود بفرماید . 

نفرین بر دشمنان مردم ما این لشکر پلید ضد انسانیت .

خداوند روح شهدا را با امام حسین محشور بفرماید و درجات سربازان امام حسین (ع) نصیب شان گردد.

+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2011/12/9 و ساعت 11 |

     باز این چی شورش است که در خلق عالم است 

     باز این چی نوحه و چی و عزا و چی ماتم است 


فرارسیدن  ماه پیروزی خون بر شمشیر  بر رهروان راستین  امام حسین علیه السلام در سرتاسر جهان تسلیت باد . 

محرم ، عاشورا و امام حسین ، این سه اسم یک فلسفه بزرگی را بوجود آورده اند . انقلاب امام حسین در سال 60 قمری از اول محرم اغاز شد و تا دهم محرم یعنی همان روز عاشورا مرحله ابتدایی یا مرحله در ظاهر نظامی اش پایان یافت که در ظاهر  اما حسین علیه ع  علیه السلام با جمعی از یارانش  به شهادت رسید ، خیمه گاهش به تاراج رفت و خانواده اش به اسارت دشمن درآمد اما مرحله دوم آن از عصر عاشورا آغاز گردید که تا امروز و تا قیامت ادامه خواهد داشت.

  کسیکه محرم و عاشورا را یک عادت تصور کند او در اشتباه رفته وهمانند یک معتادی خواهد بود که در وقت که نشه عمل برایش بیاید  با تازه نمودن عادت همیشگی  نشه اش میشکند و برای مدتی احساس آرامش میکند  . اما کسیکه محرم و عاشورا را بادرک فلسفه قیام و نتایج بعد از قیام آن مطالعه و بر رسی نماید خود بخود ، برایش محرم و عاشورا روشی را می آموزاند و اورا وادار میکند که یاد بود از این قیام یک نوع عبادت است. . 
چنانچه اگر کسی پنج وقت نماز را به طور عادت بخواند آن نماز های عادتی هیچ دردی را دوا نمیکند ، اما اگر انسان برای اطاعت از خداوند و برای احترام به مقام بزرگ الهی برای خود لازم بداند که باید به پیشگاه خالقی که اورا خلق کرده و از یک قطره آب مردار ، او را اشرف مخلوقات خود ساخته ، استاد و از او سپاس گذاری و قدر دانی کرد و اورا سجده کند ، آن نماز ارزش بالای را خواهد داشت  . 
محرم و عاشورا شناخت ضرورت دارد اگر کسی از قیام امام حسین شناخت پیدا کند و دلایل قیام را  پیدا کند و به آن توجه نماید ،آن وقت است که انسان خود به خود بر خود حق میدهد ولارم میداند که باید از انقلاب و عاشورای امام حسین تجلیل کرد و به یاد او و مظلومیت های او گریه کرد و بر سر و سینه زد. 
به عقیده من اول باید حسین را شناخت بعد قیام و انقلاب او را بر رسی کرد و ان وقت است که انسان با عزاداری او برخود خواهد بالید.

+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2011/11/26 و ساعت 18 |

انا لالله و انا الیه راجعون  


رحلت  بزرگمردی از تبار  ستمدیده گان تاریخ  بر همه آزاده گان  بالخصوص  دوستان و ملت شریف هزاره  تسلیت باد. 

این بزرگمرد  مرحوم  استاد  حجت الاسلام  جانعلی روحانی  المیتو  (رح )  بود  که  پس از یک عمر خدمت  به مردمش  داعی اجل را لبیک گفت . 

   درود  بر روح پاک او 


+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2011/10/21 و ساعت 12 |

گزارشی از تظاهرات  هزاره ها در شهر مالموی سویدن

روز شنبه اول اکتوبر 2011 ، شهر مالموی سویدن شاهد تظاهرات گسترده یی  بود که توسط هزاره های مقیم شهر های مختلف جنوب سویدن  راه اندازی شده بود .

تظاهرات  به همکاری  و ابتکار  بنیاد بابه مزاری  در سویدن  براه انداخته شده بود که حوالی ساعت 3 بعد از ظهر  از گوستاو آدولف توریت  شهر مالمو اغاز گردید .  در نخست  خواهر صبیحه قائمی   در مورد پیشینه قتل عام هزاره ها در افغانستان و پاکستان  مقاله یی را  به زبان سویدنی  به خوانش گرفتند. 

سپس اقای علی قاسمی  به زبان فارسی  بیانیه شان را در مورد هدف  از برگزاری  راهپیمایی ،  پیشینه قتل عام هزاره ها در افغانستان ایراد نموده و ادامه نسل کشی هزاره  در پاکستان  را سازماندهی شده  توصیف نمود . قاسمی  اتحاد و همبستگی میان هزاره های سرتاسر جهان را  ضرورت  حیاتی شمرده و  کسانی را  که هزاره ها را به نام هزاره افغانستانی ، پاکستانی ، اروپایی و غیره تقسیم بندی میکنند دشمن ملت هزاره پنداشت  و اظهار داشت که  هزاره یک پیکر واحد است  و هیچ جدایی  از همدیگر ندارند.

پس از آن  شعار های  مرگ  بر ترورزم ، مرگ بر طالبان  ، ما خواهان  تامین  عدالت هستیم ،  قتل عام هزاره را در پاکستان متوقف کنید و ده ها شعار دیگر  به زبان های انگلیسی و سویدنی  توسط  اقای صفر اوماغ  ، خانم صبیحه قائمی  و شماری از جوانان با احساس شریک در تظاهرات  قرائت و توسط مردم  که شمار شان در حدود پنجصد نفر میرسید  همراهی میشدند.

در ادامه راه پیمایی  کودکان نونهال هزاره   در صف اول تصاویر از کودکان  یتیم را حمل میکردند که چشم براه پدران شان بودند .  در قسمت دوم  خانمها و در انتهای راه پیمایی  آقایان در یک صف طولانی  با شعار های کوبنده   تا میدان  مثلث ( تری انگل ) شهر مالمو  ادامه یافت .

در میدان  مثلت   نخست اقای اسمعیل سروری رئیس بنیاد بابه مزاری در سویدن ، بیانیه شان را به فارسی در مورد  وضعیت  کنونی هزاره ها در پاکستان ، و مروری بر پیشینه زنده گی هزاره ها دراین کشور  ایراد نموده و از جامعه جهانی  و سازمان ملل تقاضا نمود تا توجه جدی  در مورد توقف قتل عام هزاره ها  در کویته پاکستان و افغانستان را  روی دست گیرند .

در اخیر قطع نامه  پنج ماده یی  توسط  صبیحه قائمی به زبان سویدنی و  اقای محسن رضایی  به زبان انگلیسی  به شرح ذیل قرائت گردید .

1 ــ ما ضمن اظهار همدردی  با بازمانده گان  قربانیان  کشتارهای هدفمندانه  هزاره های کویته  از مجامع  جهانی ، سازمان ملل ،  سازمان حقوق بشر ، اتحادیه  اروپا و ملت های شریف و بشر دوست جهان   تقاضا داریم که تا  دولت پاکستان را وادار سازند که از قتل عام و کشتار سازمان یافته هزاره ها در کویته  که در سایه سکوت و بی تفاوتی حکومت پاکستان انجام میشود  جلوگیری نماید .

2 ــ از نهاد های بشر دوست جهان  به ویژه  سازمان ملل متحد  ، اتحادیه  اروپا و  اداره جهانی صلیب سرخ تمنا داریم  تا با بازمانده گان  قربانیان  کشتار بی رحمانه هزاره های کویته  پاکستان  همکاری همه جانبه نمایند .

3 ــ  ما از دولت مرکزی پاکستان  ، نهاد های مدنی ، حقوق بشر و هلال احمر  آن کشور  به ویژه دادگاه عالی  پاکستان  خواستار موضع گیری جدی  در قبال کشتارهای هدفمندانه  هزاره ها در کویته هستیم .

4 ــ  ما از دولت پاکستان  و نها د های امنیتی  آن کشور میخواهیم  تا در برابر تروریزمی که بر پایه بنیاد گرایی و افراطی گری مذهبی به کشتار فجیعانه  هزاره های کویته می پردازند ، اقدامات جدی  و عملی نمایند . زیرا هزاره ها نیز شهروندان همان کشور اند و همواره در راه آبادی ان کشور و به ویژه شهر کویته تلاش های بی دریغ به خرچ داده اند .

5 ـ ما خواهان صلح ، دیموکراسی  و عدالت بوده  و هرنوع خشونتهای نژادی  و مذهبی را در سرتاسر جهان  به شدت محکوم می کنیم .

تظاهرات  حوالی ساعت  5  بعد ازظهر  پایان یافت  و تظاهر کننده گان  وعده سپردند  که  برای  همبستگی ملی  و همدردی با  خانواده های شهدای هزاره  در کویته  همیش  در صحنه خواهند بود .










+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2011/10/2 و ساعت 11 |

        بای ذنب قتلت 

عید و خوشی های مردم مارا  دشمنان قسم خورده   باز به مصیبت تبدیل نمود و  عید خونین را به یادگار گذاشت . 

روز چهارشنبه  مصادف با روز اول عید در پاکستان ، متعصبین کوردل  از نسل لشکر یزید  یکبار دیگر  خود را درمیان  جمعیتی که تازه از نماز عید فارغ شده بودند  انتحار نموده و ده ها خانواده را مصیبت دار ساختند .

در جمع شهدا  ،  یار و  دوست قدیمی  ام محترم حاجی عبدالقیوم  نیز  جام شهادت نوشید . 

روحش شاد و راهش پر رهرو باد . 

خداوند  برای او و همه شهدا  اجر عظیم عنایت فرماید و خداوند برای زخمی ها صحت و شفای عاجل مرحمت نماید . 

از خداوند به بازماندگان شهدا بالخصوص خانواده محترم حاجی قیوم  و فرزند عزیزش مهدی جان صبر جمیل عطا بفرماید . 



p1010476


+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2011/9/1 و ساعت 17 |

به مناسبت یازده همین  سالروز رحلت جانگداز پدر بزرگوارم الحاج باشی احمدعلی قاسمی 

پدرجان !

 

پدرجان دیده بسویت نگران است هنوز

غـــــم نادیدن تو بارگران است هــــنوز

                                                                        

                     آن قــدر مهــر و وفا برهــمگان کردی تـو

                     که نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

 

جلوه گاه نور بادا خــــاک تو              رحمت حق بر روان پاک تو

          پدرجان !   یازده همین  بهار را خانواده ، بدون تو گذراندند  و بهاران

 دیگر را نیز بدون تو خواهند گزراند  . اما  دیده ها  همیشه بر روی دیوار

 نقش میبندد و نواسه هایت  گاه کاهی سوال میکنند که  بابی کجا است

 که ما اورا ندیده ایم ؟  او کجا رفته و کی  برمیگردد ؟ اما همه اعضای

 خانواده  فقط همین جواب را میگویند که اودیگر نمی اید .


اری  پدر جان ! 

تو پدری بودی مشفق ، همسری بودی مهربان ، پدرکلانی بودی دلسوز، اموزگاری بودی  دانشمند و چتری بودی  همچون  سایبان فولادین مقاوم . 

بلی ، همان گونه که  آهوی ازاده در صحرا از وحشت شکارچی ،  روبه صخره ها  و کوه قله ها می اورد ، مانیز هرجابودم در موقع سختی ها  روبه تو می اوردیم  تا از گزند حوادث بارهنمائی های  مدبرانه ات در امان بمانیم . نواسه هایت با شنیدن قصه های جان بخش و دعاهای روح بخشت  جان تازه میگرفتند . 

 آری  پدر جان ! میدانستم که همیش دراذیت  هستی و از ان روزیکه من خودم را شناختم  تا ان روزیکه  بر بالینت گریستم  همیش  با درد ، رنج و نابرابری های  جامعه  دست و پنجه نرم میکردی .

 هرگز یادم نمی اید که یک روز آرام  و  بدور از همه  رنج ها  گذرانده باشی  مگر بعد از انکه همه را وداع کردی .

 بلی پدر جان !

در اوان کودکی  با فقر و تهی دستی  در مبارزه بودی و گاهی از  تعنه اغیار رنج میبردی ، جوانی ات را با کار و مبارزه در مقابل تجاوز گران  کوچی ، اغاز کردی و دوساله دوره مکلفیتت را  در بحرانی ترین شرایط  آب و هوا جوان مردانه با متانت و وقار تمام  گذراندی ،  با فقر چنان دست و پنجه نرم میکردی که گاه برای بدست اوردن قوتی  راهی شالکوت شدی و گاهی گرمای جان سوز سند و مچ را در دیار غیر تحمل کردی  و از عمق کوه ها  نفقه عیالت را بیرون آوردی .

پدر جان !

هرگز فراموش نمیکنم  که  خانواده دونفره ات  در کابل و خودت فرسخ ها  دورتر به کارگری مشغول بودی و گذشته از ان  در صداقت و وطن دوستی چنان شهرت داشتی که  افسران عالی رتبه پاک نفس بر وجوت میبالیدند و خائنین از تو در هراس بودند .

پدرجان  ! هرگز فراموش نخواهم کرد که تصویرکوچک  سیاه و سفید اما  زیبایت  بر روی تابلوی  چوبی رنگ تعمیر شفاخانه چهارصد بستر نصب شده بود و برایت کارگر ممتازرا لقب داده بودند .  اما مدتی نگذشت که به خواطر حق خواهی و حق طلبی ات ، لقب  سردسته تظاهر گننده گان  را برایت دادند و از انجا  با بی عدالتی کامل  به  گل باغ  و رشخور و از انجا به بگرام و قندهار تبدیلت کردند . 

بلی پدر جان  خوب بیاد دارم که درهر جا پامیگذاشتی  افسران خاین از وجود تو در هراس بودند و میگفتند این شخص دیگر گارگران را بیدار میکند و مبادا همانند کابل اینجا دست به تظاهرات بزنند و حق و حقوق شانرا بخواهند .

بروجود مقدست افتخار میکنم که خودت  کارگری بودی  اما رقبایت  افسران و حتی جنرالان خائن اردو بودند و خوب بیاد دارم که تو ازانان هرگر نه هراسیدی بل ، انان از تو دروحشت بودند. 

اری پدرجان ! تو مبارزه ات را حتی در اوان  محاسن سفیدی ات ادامه دادی و در ضمن رنج های روز گار  همیش از بیماری های گوناگون رنج میبردی . 

تو با اشغال کشور توسط شوروی ها  راه هجرت در پیش گرفتی  و در دیار مهاجرت  جبر های بیشماری را در جوار زیارت  امام هشتم از دست  سربازان ایرانی متحمل شدی . راه پاکستان در پیش گرفتی و چهارده بهار عمرت را در شهر های مختلف  پاکستان گذراندی تا اینکه  بعد از تحمل رنج های فراوان  و مراجعه برای معالجه به امریکا  و برگشت از ان دیار و سالها دست و پنجه نرم کردن با بیماری های گوناگون ،  سرانجام بتاریخ  دوزادهم  اگست سال 2000 میلادی از این جهان  رخت سفر بستی و داغ  خونین را بردل  همسر، چهارفرزند ، عروس و نوه گانت گذاشتی.

اری پدر جان !  نور و روشنی منزل ما برای ابد خاموش شد . اما شمعی که  در گوشه خانه  با موجودیت تو گاهی  روشنی اش را ظاهر نساخته بود ، تاکنون  روشنی همان خانه  را حفظ کرده است  و ان نور از شمع وجود مقدس مادرم است  که بعد از تو  وظیفه  مادری و پدری را برای فرزندان  ، عروسان و نواده گانش  انجام داده است .

درود خداوند  بر روح پاکت پدر جان

یازده همین  سالروز وفات پدر بزرگوارم الحاج باشی احمد علی قاسمی را خدمت والده محترمه  ، برادرانم هریک دکتور عنایت الله قاسمی و همسر و فرزندان عزیزش، خلیل الله قاسمی ، همشیره مهربانم  زهرا قاسمی ،  همسرم  و فرزندانم  و تمامی اعضای خانواده  قاسمی و پسر عموها و دوستان آن مرحوم  تسلیت عرض میدارم .

پدر عزیزم ! روحت شاد و یادت گرامی باد

+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2011/8/11 و ساعت 11 |