. .com"> جاغوری زیبا -

 

مقدمه

سپاس خدای عزو جل را که توفیق برایم عطا فرمود تا این جزوه کوچک و ناچیز را درمورد سرنوشت و چگونگی  پاره ئی از مردم خود بنویسم ، که با وصف داشتن سرمایه های مادی و معنوی تاکنون کسی بطورمفصل در مورد انان ننوشته است .

 

باید بر این باور بود که همانگونه که پدر و مادر بر فرزندان شان حق دارند تا برای نیک نامی انان تلاش نموده و باعث افتخار شان گردد هرملت ، قوم ، نژاد وهر سرزمینی  نیز بر فرزندان و اتباع خود حق دارند  که در باره نیک نامی انها کوشیده و نیز در مورد جان نثاری ها و گذشته های انان انچه در توان دارند  به نسل های دیگرعرضه بدارند .

ملت هزاره  که تاریخ و مسکن انان از هزاران سال قبل درسرزمین اریانا ، خراسان کهن و افغانستان کنونی بوده و است  و درمورد انها  نویسندگان قدیمی و معاصر تحریرات زیادی را انجام داده اند .

 

ارواح شاد مرحوم  فیض محمد کاتب پدر تاریخ معاصر افغانستان با تحریر سراج التواریخ  نه تنها مظالم شاهان کهن و مستبد بالخصوص عبدالرحمن خان خون اشام را افشا ساخته بلکه تاریخ و سرنوشت هزاره را زنده ساخته و درسی به نسل های اینده این ملت اموخته است  .

هزاره ها پس از قتل عام و چور و چپاول عصر عبدالرحمن خانی  پاره های انان به هرگوشه وکنارجهان پراگنده گردیدند ، اما یک قسمت ازاین پیکر بزرگ در سرزمین هند بریتانیایی مسکن گزیدند و به زندگی  خود ادامه دادند .

 

نسل بعدی این پیکرجدا شده درعصرانقلاب افغانستان  پشتیبان و پناه گاه مقاومی برای بقیه هزاره های  ساکن در افغانستان حساب گردید و همدردی خودرا به اثبات رسانیدند .

بنا بنده که بین سالیان 1985 تا 2003 میلادی را دراین محیط  که یک محیط  ملی ، اسلامی و فرهنگی کامل است سپری نمودم .

 

من افتخاردارم که فرزندانم در همین ناحیه و درهمچون محیطی چشم به جهان گشودند و پدرم درجوار بزرگمردان همین خطه چشم از جهان پوشید ( روح شان شاد باد).

بنأ بنده لازم دیدم که تا در مورد سرنوشت و تاریخ زندگی این مردمی که از پیکر بزرگ هزاره ها یعنی سرزمین هزارستان کمی بدور افتیده اند ، اما  اصالت و غرور ملی و مذهبی خود را هرگز فراموش نکرده اند ،  کمی یاد اور شوم   

 

بنأ این جزوه ناچیز را بر روح شهدای گلگن گفن صحنه های خونین عاشوراهای کویته ، روح بزرگمردانی هزاره که در هدیره های بهشت زینب و هزاره تاون خوابیده اند هدیه میکنم . و همچنین بر حضور ان عده از بزرگان و جوانانیکه  برای خدمت به این مردم رنج دیده و یا برای اگاهی و بیداری نسل های  اینده این قوم جان فشانی نموده و میکنند تقدیم میدارم .

زنده و جاوید باد اتحاد و همبستگی ملی هزاره ها در سرتاسر جهان

بااحترام

 

بومان علی قاسمی

جولای 2007  - کابل افغانستان

 

 

چگونگی ورود مهاجرین هزاره  به سرزمین هند بریتانیایی.

 

پس از به قدرت رسیدن امیر عبدالرحمن ، با سیاست های استبدادی و نوکر منشانه اش برای  انگلیسها ، شاه مستبد و خون اشام  دست به لشکر کشی های متعددی در نقاط مختلف افغانستان زد که ازجمله بیشترین ظلم و قصاوت را برسرزمین هزارستان و مردم شجاع و تمدن پرور آن در محراق، تحقیر، تکفیر، چپاول، کوچاندن اجباری، فقر اقتصادی، اجتماعی، بردگی، فروش انسانها ، کله منارها، قتل های دسته جمعی، غصب اراضی و... روا داشت  .

طبق اظهارات  منابع تاریخی  بیش ازشصت ودو در صد از این مردم  را نابود ساخت  و شمار بیشتری از هزاره های ساکنین  ارزگان ، دای چوپان ، زاولی ، دای زنگی ، دای کندی ، قلندر، مسکه ، جاغوری ، دای فولاد ، دهراود ، ده مرده  و ..... با هزاران مشقت  و دادن قربانی های بیشمارترک وطن نمودند  که به گفته نویسنده شهیروطن، بصیر احمد دولت ابادی و بابایی تاریخ وطن فیض محمد کاتب هزاره ، از هر ده نفر هزاره ایکه ترک وطن نمودند نه نفر انان در اثر حوادث  طبیعی  و یا توسط  راهزنان در مسیر راه جان باخته و فقط یکتن از انان  موفق شدند تا به کشور های هندوستان ، ایران و آسیای میانه مهاجرت نمایند .

 

درمورد چگونگی ظلم و چپاولگری های نیروهای متجاوز عبدالرحمن خانی  مورخ نامدار شرق علامه فیض محمد کاتب در کتابهایش و همچنین مورخین و نویسندگان عصر بالخصوص  دانشمندان گرانقدر و فرزندان درد کشیده ملت هزاره  هریک  حاج کاظم یزدانی ، بصیر احمد دولت ابادی ، حسین نایل ، شهید محمد عیسی غرجستانی ، حجت الاسلام محمد اسحق اخلاقی  مرحوم الحاج عبدالحسین مقصودی ودیگر دانشمندان گرانقدر مفصل به رشته تحریردر اورده اند و درد های مردم مارا  پیش چشمان خواننده و شنونده مجسم ساخته اند .

 

موضوع قابل بحث این جزوه در مورد تاریخ هزاره  های است که فعلا در شهر های مختلف پاکستان بالخصوص در شهر کویته  مرکز ایالت بلوچستان  سکونت دارند .

با درهم شکستن نیروهای مقاومت  مبارزین  هزاره در مقابل نیروهای خون اشام  عبدالرحمانی  هزاره های که توان مهاجرت را داشتند  خانه و سرزمین خود را  ترک گفته و با پای پیاده از طریق کوه و بیابان  وارد  کشور همجوار افغانستان  یعنی هند بریتانیایی شدند . این آخرین دهه قرن 19 میلادی بود  یعنی بین سالهای 1890  الی 1895 .

 

مهاجرین ستمدیده هزاه  به مجردیکه وارد سرزمین هند بریتانیایی شدند  احساس آرامش نموده و در اولین شهر که خودرا رسانیدند سکونت اختیار نموده و اقامت گزیدند .

البته دلایلی که  چگونه هزاره ها درشالکوت  سابقه یا شهر کویته کنونی ماندگار شدند زیاد است که  دلایل مهم و عمده ان را میتوان به شرح زیر ارزیابی نمود .  

 

اول: نداشتن توان مالی برای ادامه دادن راه  مسافرت  طولانی و نامعلوم  تا  دیگر شهر های هندوستان . 

دوم : سازگاری آب و هوای کویته  برای  مردم هزاره  که اصالتا از مناطق سرد سیر هزاره ستان  هجرت نموده بودند و کویته هم هوای خشک وسردی مانند سرزمین اصیل هزاره ها دارد. 

 

سوم : احساس ارامش و سکون پس از ماه ها مهاجرت و هزاران ترس و وحشت  و نجات یافتن از خطرات مرگ .  و موضوع چهارم : آشنایی با زبان مردم  این شهر که بیشتر ان را پشتون ها و بلوچ ها تشکیل میدادند .  بلوچ ها از اثر رفت و امد زیاد به ایران  بیشتر آشنایی به زبان فارسی داشتند که هزاره ها در شهر کویته کنونی یا شالکوت ان زمانی  با بلوچ ها به زبان فارسی و همچنین با پشتون ها  به زبان خود شان  رفع مشکل میکردند .

 

بنا بر دلایل متذکره  و شاید دلایل دیگری هم دران وقت درنظر گرفته شده و هزاره های مهاجر در شهر شالکوت هندوستان  اقامت نمودند و در گوشه شرقی از شهردر دامنه کوه بنام مردار کوه  که بعد ها پس از نامگذاری از سوی شهر داری  بنام بارنس رود  واکنون بنام  علمدار رود ( جاده علمدار) که مسمی بنام علمدار کربلا حضرت عباس (ع) فرزند امام علی (ع) میباشد ، سکونت اختیار کردند .

 

دامنه کوه مردار محل تعلیمات و میدان تیر اندازی سربازان بریتانیایی بود . دولت هند بریتانیایی این محله تنگ را که در حدود چهار کیلو متر طول و بیشتراز دو کیلومتر عرض داشته  و از سه طرف توسط  کوه ها احاطه شده بود  در اختیار مهاجرین هزاره قرار داد .

 

اگرچه دران عصراین منطقه خالی از سکنه بود و چنانچه یاد اور شدم  محل تمرینات سربازان بریتانیایی بوده اما شمار کمی از قبیله مری های بلوچ  در خیمه های  در این دامنه بود و باش داشتند که به علت جنگلزار بودن این ساحه  از علف و گیاه های ان برای رمه داری خود استفاده میکردند و این منطقه بنام مری آباد مسمی گردید .

هزاره ها  که از اصل مردم زحمتکش و تمدن خواه هستند   در این ساحه برای خود خانه های محقر و گلی ساختند و خود ها  برخی  در کار روز مره بین شهر و بیشتر در جنوب و شرق کویته در کار معدن ذغال سنگ  مشغول شدند .

برخی از این هزاره ها به علت تلاش و کار خستگی ناپذیر بزودی صاحب ثروت اندکی شدند که با ان سرمایه خود  توانستند  کوه ها و تپه های معادن ذغال سنگ را در مناطق مچ ، مروت  و غیره  در اطراف کویته از نزد بلوچ ها خریداری نمایند .

مردم هزاره که سخت زجرو مشقت روزگاررا دیده بودند فرزندان شان را درمکاتب برای تحصیل فرستادند و برخی فرزندان جوان شان را درچوکات اردوی بریتانیا  به سربازی فرستادند .

 

فرزندان هزاره  که  از استعداد عالی برخوردار است  به زود ترین فرصت در میدان تحصیل و در میدان سربازی جای گاه خوبی را برای خود یافتند که دراین میان فرزندان برومند این قوم مانند صوبیداریزدان خان مرحوم و شیر کشمیر حاجی ناصرعلی  خان مرحوم  نام شان زبان زد مردم  سرزمین پهناور هند گردید که در نتیجه دولت بادشاهی بریتانیا برای یزدان خان سند سرداری و برای حاجی ناصر علی  سند خانی  را عطا نمود .  به همین گونه  مردم هزاره در سیستم تجارت و سرمایه گذاری هم  در شهر کویته جای گاه خوبی را کسب نمودند . 

شماری از هزاره های  هزارستان بعد از سقوط دولت امانی و بالخصوص با روی کار آمدن خاندان یحیی این جیره خواران استبداد وادامه دهنده گان راه  امیرعبدالرحمن در افغانستان  ، سرزمین شان  را ترک گفته و راهی  سرزمین  هندوستان شدند . که در چهل و چهارسال بادشاهی محمد نادر ومحد ظاهرشاه  و پنج سال حکومت  محمد داود ، از اثر ظلم و جبر حکومت ، هرساله صد ها خانوار سرزمین و خانه های شانرا ترک گفته و راهی هندوستان قبل از 1947  و پاکستان پس از 1947 می شدند .

با تقسیم هندوستان و پاکستان و ازادی این دو کشور از تحت تسلط بریتانیا در 1947  شهر کویته تعلق به پاکستان گرفت  و فرزندان برومند  صوبیدار یزدان خان هریک  سردار محمد عیسی خان، سردار محمد اسحق خان و سردار محمد موسی خان قد علم نمودند و هرکدام بنوبه خود قوم هزاره را در اطراف خود جمع نموده و سرپرستی کردند .

 

 

رشد اقتصادی و فکری در هزاره های هند .

چنانچه در فصل گذشته یاد اور شدم  هزاره های که در سرزمین هند بریتانیایی اقامت گزیدند  از همه گونه امکانات و رفاه که مهم ترین ان مصئونیت ، ازادی کار و نعمت های فراوان خداوندی بودند بهره مند گردیدند  بنابرآن چون ملت هزاره  در اصل یک ملت زحمت کش است  از راه های کاریگری و زحمت کشی در معادن ذغال سنگ ، سرمایه گذاری اندک دربازار ، تجارت با سرمایه ناچیز بین کشور ایران و پاکستان توانستند که سرپای خود استاده و از فشار شدید اقتصادی خودرا مصئون سازند . درشهر کویته  شمار زیادی از هزاره ها به دوکانداری مشغول شدند و از سرمایه نهایت ناچیز کارهای شان را شروع نموده و به شغل های چای فروشی ، لباس فروشی ، تایر فروشی و پنچرگیری تایر ، نانوایی ، دوخت و ساخت چپلی های چرمی  ( موچی گری ) ، و غیره  پرداختند . عده یی هم وسایل پلاستیکی ، انواع لباس پشمی و نخی مردانه زنانه و طفلانه را از ایران اورده و به دوکانداران در شهر کویته به فروش میرساندند که با این کار هم  خانواده ها و افراد به زیارت امام هشتم شیعیان حضرت امام علی رضا (ع) درشهر مشهد و همچنین دیگر اماکن مقدسه در ایران مشرف میشدند و هم  مقداری جنس خریداری نموده و تجارت خودرا ادامه میدادند.

در سرتاسر پاکستان چپلی های چرمی ساخت هزاره های کویته که در هر خانه و دکان  در محله علمدار رود  و نواحی  ناصر اباد ، مومن اباد ، سید اباد ، حاجی آباد ، و نچاری ساخته میشد ، از شهرت خاصی برخوردار بود و کسب حلال و پرروزی به حساب می امد که بیشتر جوانان به این حرفه رو اورده بودند .

شمار دیگر درمعادن ذغال سنگ ( کان کویله ) درنواحی مچ ، مروت ، دوکی ، بولان و اطراف کویته مشغول کار بودند که این کار زحمت و مشقت زیادی داشت اما مزد چندان خوبی نداشت ، با گذشت زمان چون در پاکستان امروزی و هند سابقه معادن مربوط به سرمایه گذاری خصوصی میشود  لذا شماری از افراد هزاره که ثروت بیشتری به دست اوردند  معادن ذغال سنگ را خریداری و یا بطور اجاره گرفته و با کار و سرمایه گذاری ازاد توانستند اقتصاد خودرا رشد بیشتر بدهند  تا اینکه به گذشت زمان هزاره های پاکستان که مرکزیت شان در شهر کویته هستند  صاحب ثروت خوبی شده و در شهر کویته در بازار اقتصاد و مارکیت ازاد تجارت پس از پشتون ها جایگاه دوم را بخود اختصاص بدهند .

 

با رشد اقتصادی چشمگیر فرزندان هزاره با فراغت از مکاتب دولتی و خصوصی  با کسب نمرات عالی وارد ادارات دولتی  بالخصوص دستگاه اردو( فوج ) و پولیس شدند که دراین راستا نیز با موفقیت پیش رشد نموده و حکومت های وقت را متوجه ساختند که هزاره بهترین و جانباز ترین سرباز و افسر بوده میتواند . لذا دولت پاکستان در عصر ریاست مارشال محمد ایوب خان غند نظامی را بنام هزاره پنیر تشکیل نمود که فرزندان برومند وصدیق هزاره را دران شامل ساخت. درحین جنگ اول هندستان و پاکستان سترجنرال محمد موسی خان هزاره  فرماندهی کل نیروهای نظامی پاکستان و گورنر پاکستان غربی بود  و جوانان دیگری مانند حاجی ناصرعلی شیر کشمیر ( به خاطریکه که درجنگ هند و پاکستان در جبهات کشمیر فتوحات قابل ملاحظه یی را نصیب شده و قهرمانانه رزمیده بود لقب شیر کشمیر را به وی داده بودند ) ، مارشال نیروی هوایی شربت علی چنگیزی ، دگروال ( برگدیر) خادم حسین چنگیزی دگرمن (کرنل) برکت علی  دگرمن ( کرنل ) محمد یونس چنگیزی ، جگرن ( میجر) نادر علی ، میجر محمد علی شهید جنگ کارگل در 1998، پیلوت نیروی هوایی تورن ( کیپتن ) صمد علی شهید که درجنگ دوم هند و پاکستان جام شهادت نوشید، کیپتن شهید ذولفقار علی  شهید جنگ کارگل در 1998 و ده ها افسر جوان و برومند از فزرندان هزاره وارد معرکه و نیروهای نظامی پاکستان ستاره وار درخشیدند . که اکنون شمار این نخبگان و ستاره گان درخشنده بیشتر گردیده که با افزایش شان جامعه هزاره  منور گردیده بلکه فردای روشنی را برای نسل اینده  خود پیش رو دارند .

 

در این اواخر که نیروی هوایی پاکستان بعد از گذشت چندین دهه  دخترهارا در اکادمی پیلوتی تحت تربیت گرفته است  دربین چهار موفق ترین دختران که ستاره چهارگانه  دختران پاکستان لقب داده شده اند یکی  ازانان  سایره بتول دختری از بازماندگان کاروان چهل دختران است  که باعث افتخار هزاره ها در سرتاسر جهان گردیده است .

نخبگان زحمتکش هزاره جهت رشد ارتقای سطح فکری فرزندان شان تلاش های زیادی نمودند  تا در جامعه هزاره تعلیم و تربیه را کسترش روز افزون داده و خدمات شایسته یی را برای فرزندان این ملت انجام دادند .

بجا خوا هد بود که  درزحمات هریک ازاین سرمایه های ملی را فهرست وار خدمت خواننده گان عزیز ارایه نمائیم .

درعصر کنونی  پس از اینکه جامعه پاکستان گام بسوی رشد شهری گذاشت اوایل دهه هشتاد میلادی بود ، در دوران حکومت  جنرال ضیاالحق رئیس حکومت نظامی پاکستان ، سردار نثارعلی هزاره  فرزند خلف  سردار محمد عیسی خان مرحوم و نواسه  یزدان خان مرحوم  بحیث وزیر در کابینه ایالتی بلوپستان  از جانب مردم کسب رائی نموده و توظیف شد .  این مرد باخرد ، زحمات زیادی را در راه رشد مردم و منطقه  هزاره نشین انجام داد .

برای بار اول سرکهای فرعی و حتی کوچه های نواحی هزاره نشین  قیر ریزی شد ، پیپ های گاز درتمام مناطق هزاره نشین  برای مردم  مهیا گردید ، چاه های عمیق برای  آب رسانی  حفر و مورد استفاده قرار گرفت  و مکتب لیسه  دخترانه بنام سردارمحمد عیسی خان کرلزهایی سکول و مکتب لیسه پسرانه بنام هزاه سوسائتی هایی  سکول  و همچنین یک کالج پسرانه بنام جنرال محمد موسی خان کالج تعمیر گردید .

 

پس از ختم دوره حکومت جنرال ضیا الحق و دور اول صدراعظمی بینظیر بوتورهبر حزب مردم  و همچنان در دور اول صدراعظمی نواز شریف  رهبر حزب مسلم لیگ شخصی بنام  نورمحمد صراف  با وصفیکه رائی مردم را بدست اورده و در پارلمان ایالتی بلوچستان به نمایندگی ا ز مردم هزاره راه یافت ، اما کار چشمگیر و قابل ملاحظه یی را دراین  دوره انجام داده نتوانست .

در دوره دوم حکومت بینظیر بوتو سردار سعادت علی فرزند دیگر سردار محمد عیسی خان مرحوم  به مجلس ایالتی بلوچستان راه یافته و در راستای تعمیر سرک ها ، تعمیر شیله های  آب باران و رشد مراکز صحی  خدمات قابل ملاحظه یی را انجام داد .  به ادامه ان در دور دوم صدارت نواز شریف سردار نثارعلی برادر ارشد سردار سعادت علی هزاره  زحمات زیادی را در راه رشد تعلیمی و کاریابی فرزندان هزاره انجام داد که مهم ترین ان منظوری کالج دخترانه  و منظوری  حوض آب در بالای کوه برای رساندن اب به مردم  و همچنین مقرری صد ها تن از فرزندان هزاره را در ادارات دولتی بود . که به همین جرم قوم دوستی در زمان حاکمیت پرویز مشرف به زندان افتاد و رنج های بیشماری کشید .

 

با سقوط حاکمیت نوازشریف و روی کار امدن حکومت نظامی پرویز مشرف  سردار محمد مهدی حسن موسی  فرزند سردار محمد حسن و نواسه سترجنرال محمد موسی خان  در مدت اندکی فعالیت خوبی نمود . که مهم ترین ان تعمیر حسن موسی گرلزکالج ، قیر ریزی سرک های هزاره تاون و بروری و غیره بود .

پس از انتخابات عمومی در سال 2002 کرنل بازنشته محمد یونس چنگیزی با کسب رائی اکثریت هزاره ها  عضویت مجلس پارلمان ایالتی را کسب نمود اما موصوف برعکس شعار های که در زمان انتخابات میداد هیچ کارکردی از خود نشان نداده و فقط در صدد حفظ مقام و کرسی خود شد . درحالیکه حقیقتا صاحب این کرسی و مقام همان مردم هزاره کویته بود که برایش رائی داده بودند .

اما درهمین دور فرزند برومند دیگری ازجامعه هزاره میجر نادرعلی که مقام سکرتریت  گورنر را در اختیار داشت زحمات قابل قدری را انجام داد که مهم ترین فعالیت های او تعمیر حوض بزرگ اب  در بالای کوه  برای اب رسانی به منازل بغل کوه ، تعمیر مجهزترین شفاخانه  در ساحه گلستان تاون ، تعمیر ستدیوم ورزشی در ساحه گلستان تاون بنام استدیوم قیوم چنگیزی ،  قیر ریزی دو باره سرک ها و کوچه های مناطق هرازه نشین ، تعمیر مکاتب دخترانه و پسرانه در هزاره تاون و قیر ریزی کامل سرک ها و کوچه های هزاره تاون و غیره میباشند .  میجر نادر علی  در ابتدای حکومت نظامی مشرف تحت تعقیب عدلی قرار گرفت اما به علت دارا بودن گذشته درخشان ووجدان پاکش برائت حاصل نموده و دوباره به پست دولتی گماشته شد .  اما در اخیر قربانی توطئه خودی شده و با دسیسه ، به خواطر خدمت به مردم  از کار سبکدوش شد .

 

شخصیت سیاسی و اجتماعی دیگر خانواده یزدان خان مرحوم  سردار محمد آصف مرحوم فرزند سردار محمد اسحق خان بود ، ایشان بحیث سردار واقعی مردم هزاره همیشه  درد و رنج مردم را از نزدیک لمس نموده و در همه مشکلات  با مردم بود. وی که درابتدای جوانی کارمند وزارت خارجه پاکستان بود پس از بازنشستگی از وظیفه دولتی اش در حالیکه ریاست شیعه کنفرانس  بلوچستان را به عهده داشت تا اخرین رمق از پا نه استاد تا اینکه در اثر بیماری قلبی جهان را بدرود گفت  روحش شاد باد .

 

یکی از شخصیت های که همواره در راه خدمت به مردم گام برداشته و در چند دور حکومت های انتقالی  بحیث وزیر در کابینه ایالتی بلوچستان جایگاه فعال داشت حاجی طالب حسین  هزاره فرزند شیخ رستم علی خان است که ایشان در اواخر به بیماری شدید شکر مبتلا گردید. وی نیز به علت نامعلومی از سوی حکومت نظامی تحت تعقیب عدلی قرار گرفت  اما موفقانه برائت حاصل نمود . و درنتیجه از اثر بیماری جهان را سالهای گذشته بدرود گفت روحش شاد باد.

با گذشت زمان و فراگیری علم چهره های جوان و دلسوزی از این جامعه برای خدمت به مردم و نسل های اینده در میدان سیاست و اجتماع  قدم گذاشتند که هرکدام به اندازه توان و برخی بیشتر از ان جانبازانه خدمت نموده اند. که شمار از انان عبارت اند از، حاجی جمعه مرحوم ، حاجی سید حسین مرحوم ،  شیخ محمد رحیم رحیمیان مرحوم، دی سی سلطان علی مرحوم ، سردار حسن موسی شهید فرزند جنرال محمد موسی خان مرحوم ، حاجی غلام علی ید بیضا ، حجت الاسلام  حسین علی رفیعی ، حجت الاسلام محمد جمعه اسدی ، حجت الاسلام یعقوب علی توسلی، پرو فیسر ناظرحسین ، پروفیسر تاج محمد، حاجی محمدعلی فرزند حاجی غلام علی مرحوم ، حاجی عبدالقیوم و حاجی عبدالباقی (چنگیزی) ، حاجی عبدالحسین فرزند حاجی غلام حسین مرحوم ، حاجی عبدالواحد، حاجی علی رضا بنیادی ، حسین علی یوسفی ، غلام علی حیدری ، محمد جواد ایثار، محمد علی اختیار شاعرمعاصر هزاره ، عبدالخالق هزاره ، غلام علی آزاد ، سید طالب آغا ، ماستر احمد حسین ، احمد علی کوهزاد ، انجنیر صادق علی ، ولایت حسین ایدوکیت ، داکتر انور حسین ، داکتر نوروز علی گلزاری ، افسر پولیس الحاج محمد موسی جعفری، افسر پولیس فقیر حسین هزاره ، دگروال متقاعد ( برگدیر) خادم حسین ، شهید محمد اسمعیل مایلو ، حاجی برکت علی ، حسین علی مرحوم  مشهور به حسین گود در کراچی ، محمد موسی مشعل ، نثارعلی هزاره فرزند حاجی ناصرعلی ، حاجی نوروزعلی وحاجی علیجان تاجران معروف این قوم ، حاجی بابا علی تیکدار، انجنیر مظفرعلی چنگیزی و غیره هستند که در در قسمت شخصیت ها بعدا بحث مینمائیم .

 

با رشد فرهنگ و ترقی تعلیم و تربیه در جهان  محلات هزاره نشین شهر کویته به مراکز تعلیمی مبدل گشته و مراکر تعلیمی خصوصی برای فراگیری آموزش های قران کریم ، علوم دینی ،  لسان انگلیسی ، کمپیوتر، در هر کوچه  باز و نسل آینده این ملت را بسوی روشنی و اینده  منور هدایت میکنند.

که طبق گزارش بیش از چهل هزار از فرزندان این ملت در مکاتب مختلف این شهر برای فراگیری علم  بسوی مراکز تعلیمی گامزن هستند. که این خود نویدی است برای اینده درخشان یک جامعه متمدن . 

 

به جا است اگر در مورد  رشد روز افزون انواع ورزش دربین این قوم  تذکر بدهم ، فرزندان هزاره مانند دیگر میدان ها در میدان ورزش نیز پبشتاز قرار گرفتند ، با وصفیکه ورزش در بین نسل جوان این قوم رشد قابل ملاحظه داشته و همه به ان رو می اورند  اما این جامعه با محدودیتش  توانسته افراد نامداری را در این رشته تقدیم نماید که شماری در بین پاکستان و حتی در سطح جهانی مطرح گردیده اند . مانند قیوم علی چنگیزی  شهنشاه فوتبال پاکستان ، برعلاوه وی جوانان زیادی در تیم های ملی پاکستان حضور داشتند که شماری از انان عبارت اند از محمد مهدی ، سخاوت علی ، سید حیدر و برادرانش، سید لایق شاه ، ذاکر حسین ، و غیره  به همین گونه  سید ابرار حسین ، اصغرعلی  ، حیدر علی هزاره و اصغرعلی شاه از حیدر اباد   در رشته بوکس قهرمان دوران خود بودند . در رشته ورزش های رزمی استاد شهید عطا محمد چنگیزی ، شوکت علی چنگیزی ، باقر چنگیزی ، مبارک علی شان ، اسحق علی هزاره ،  حیدریان و غیره ستاره های ممتاز بودند  ..... در رشته زیبایی اندام شوکت علی مسهور به مستر ناروی و حاجی محمد یاسین در سطح پاکستان به قهرمانی رسیدند.  به همین گونه در رشته  هاکی دراین اواخر محمد امین جوانی است که در تیم ملی هاکی پاکستان عضویت کسب نموده است . در ورزش های دیگر مانند کرکت ، تیراندازی ، آب بازی ، سکواش و غیره  جوانان این قوم  نظر به کمیت شان کیفیت قابل ملاحظه را دارا هستند .

 

 

هزاره های پاکستان  و حفظ هویت ملی و مذهبی .

 

با مهاجرت هزاره ها از سرزمین اجدادی شان یعنی هزاره ستان مرکز افغانستان، در عصر امیرعبدالرحمن جابر، چنانچه قبلا یاد اور شدم  هزاره ها در کشور های هند بریتانیایی ( پاکستان کنونی ) ، ایران و کشور های اسیای میانه بیشتر مهاجرت نمودند ، اما از میان این مهاجرین هزاره های که در آسیای میانه هجرت نموده بودند نه هویت ملی خود را حفظ توانستند و نه مذهب خود را که از ان پیروی میکردند .  هزاره های که در شرق ایران  مهاجر گردیدند  به علت شیعه بودن ایرانی ها و انهم در جوار حرم امام هشتم شیعیان  برهمان هویت مذهبی خود باقی ماندند ، اما هویت ملی خود را ازدست دادند که در ابتدا بنام بربری و بعد ها به خاوری مسمی گشتند و انان اصلا خودرا هزاره نمیدانند.

 

برخلاف توقع  درهندوستان قدیمی و پاکستان کنونی هزاره ها در هر شهری که سکونت اختیار نمودند نه تنها  هویت ملی و مذهبی خودرا حفظ نمودند بلکه نمونه از مذهبی بودن  در بین دیگر شیعه های پاکستان قرار گرفتند . بطور مثال در شهرکراچی پاکستان که حدود بیست ملیون نفوس دارد و بیش از سه ملیون جمعیت شیعه مذهب دارند ، در جلوس روز عاشورا سردسته تمام  دسته ها که بیش از یکصد دسته میشود  جمعیت حدود دوهزار نفری هزاره های است که در کراچی سکونت دارند و با افتخار در تابلوی سیاه  در عقب علم حضرت ابوالفضل العباس  نوشته است ( دسته ماتمی هزاره مغل )  که این افتخار هزاره جهان است  که همه ساله و در هر میدان  دو هزار هزاره  پیشتاز سه ملیون شیعه کراچی است .

درشهرهای دیگرپاکستان مانند حیدراباد، سانگر،لاهور، پشاور، راولپندی ، پاره چنار و شهرهای کوچک بلوچستان در حالیکه هزاره ها کا ملا یک اقلیت هستند اما در مراسم برگزاری مذهبی  خود  پیش قدم و همه انان را بنام هزاره میشناسند .

در میان شیعیان پاکستان هزاره ها جایگاه قابل احترام را بخود کسب نموده اند، و پیروان این مذهب در سرتاسر پاکستان  به علت شجاعت و متانت هزاره ها بر شیعه بودن شان فخر می کنند.

 

در حفظ هویت ملی شان هزاره های پاکستان به حدی معتقد اند که  حفظ هویت را یکی از اسباب بقای زندگی شان میدانند و بران میبالند ، چنانچه شمار زیادی از  افسران و بزرگان این قوم  لقب هزاره  یا چنگیزی را پسوند نام خود  قرار میدهند .

 

 

 

هزاره های پاکستان و انقلاب اسلامی افغانستان .

 

در بهار سال 1978 میلادی توسط یک کودتای خونین نظامی حکومت محمد داود خان  رئیس دولت افغانستان سرنگون گشت و به جای او  حزب سیاسی بنام حزب دموکراتیک خلق زمام امور را بدست گرفت .

اعضای حزب خلق که در حکومت و مردم داری تجربه نداشتند ، پس از اندک زمانی به ظلم و چپاول اغاز نموده و شمار زیادی از متنفذین ، روشن فکران ، علما و سران قبایل و اقوام را بنام ، مسلمان ، فیودال ، مرتجع و غیره زندانی و هزاران تن را به دام مرگ سپردند . این حرکت نا اگاهانه حاکمان تازه در صحنه امده عرصه را بر مردم  افغانستان تنگ ساخته و از هر گوشه و کنار کشور صدای ازادی خواهی و انقلاب  بلند شد ، مردم متدین هزاره که همیشه درس انقلاب و آزاد زیستن را از مولای شان حسین بن علی (ع) اموخته اند  سراغاز انقلاب گشته و مردم دره صوف ولایت سمنگان دست به شورش و قیام زدند .

با قیام دره صوف ، انقلاب به تمام هزاره جات سرایت نموده و در مدت کوتاهی تمام ولسوالی های هزاره جات  از تسلط حاکمیت دولت مرکزی حزب دموکراتیک خلق خارج شد . و توسط خود مردم اداره و کنترول میگردید .

با بروز چنین حوادثی  دولت مرکزی از طریق فضا و زمین چندین مرتبه بالای هزاره ستان عملیات نظامی را اغاز نمود اما موفق نشد .

حکومت ازسیاست یک قرن قبل عبدالرحمان خانی کار گرفته و شماری ازمردم پشتون ، اهالی میدان وردگ و پغمان را مسلح ساخت تا علیه هزاره ها بجنگند . سرهزاره از دولت و مال و دارایی اش از انان باشد .  اما مردم وردک و پغمان که نمیخواستند تاریخ تکرارشود، فریب حکومت را نخورده و باسلاح هایش علیه حکومت قیام نمودند .

 

با اغاز عملیات های نظامی و بمباران ها از سوی قوای دولت ، شماری از مردم هزاره که در مرز های هزاره جات ساکن بودند ، منطقه را ترک گفته و راه هجرت را درپیش گرفتند . البته که دراین بار تمام اقوام افغانستان کشور را ترک گفته و به کشور های همسایه مهاجر شدند . اما هزاره ها بیشتر به جمهوری اسلامی ایران روی اورده و شماری هم  به شهر کویته پناهنده شدند .

 

کویته در عصر انقلاب اسلامی یعنی دهه ۶۰ تا ۸۰ خورشیدی  مصادف با ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰میلادی  برای هزاره های که از اثر حملات نیروهای دولتی و  همچنین بعد ها جنگ های خانمانسوز داخلی احزاب ویا دوره های  سیاه حاکمیت ربانی و یا حاکمیت  فاشیستی طالبان راه هجرت را در پیش میگرفتند ، خانه دوم این مردم بحساب می امد و گاهی هم مهاجرین  احساس بیگانگی و دوری از وطن را نکردند .

با اغاز انقلاب و جهاد در افغانستان هزاره های کویته تنها به پناه دادن مهاجرین اکتفا نکرده بلکه شماری از شخصیت های ملی ، مذهبی و جوانان  با احساس این قوم  دست به فعالیت سیاسی زدند که تشکلی را بنام  تنظیم نسل نو هزاره مغل  در کویته بوجود اورده و با  نشر ، نشریه الذوالفقار اعلام موجودیت خودرا در پاکستان ، برای همکاری  با هزاره ها در افغانستان اعلام داشتند .

 

تنظیم نسل نو هزاره مغل که توسط شماری از نخبگان ملی و مذهبی هزاره های کویته مانند ، مرحوم اقای فاضل ، مرحوم حاج سید حسین و شمار زیادی از متنفذین و جوانان این قوم  اداره میشد و همچنین از برادران مهاجر شخصیت های سیاسی و ملی مانند مرحوم الحاج عبدالحسین مقصودی و محترم حاج غلام رسول در هسته مرکزی این جریان سیاسی جاداشتند .

تنظیم فعالیت خوبی را  به پشتیبانی  شخصیت های سیاسی هزاره که  شامل در دولت پاکستان بودند  شروع کرد و برای مسلح نمودن جبهات هزاره ها در هزاره ستان ، سلاح های بیشماری را از دولت پاکستان بدست اورده  و به هزاره جات سرازیر نمودند . این فعالیت تنظیم  که بدون مقدمه  و زمینه سازی قبلی ، با احساسات پاک هزاره گی  وارد شده بود، وحشتی را در قلب شماری از افرادی انداخت  که  همه چیز را ظاهری فکر میکردند و منافع ملت هزاره را  در گرو چند میل سلاح ایرانی میدانستند .

 

آغازفعالیت  نا بهنگام و کمک های یکبارگی  تنظیم در هزاره جات  توسط جاسوسان سپاه پاسداران ایران برای  سردمداران ایرانی  که در راس انان فرد نا اگاه و دشمن هزاره ها مهدی هاشمی قرار داشت رسید  و این مرد بی خرد  به  مسئولین برخی از احزاب و سازمان های فعال در هزاره جات گوشزد نمود که  فعالیت تنظیم  در هزاره جات خطر ناکتر از نفوذ دولت کمونستی در منطقه است . وباید جلو فعالیت این گروه گرفته شود ، و مبارزه علیه انان حکم جهاد را دارد .

این فتوای  مهدی هاشمی برق اسا به گوش  شماری از فرماندهانی در هزاره جات رسید که فکر اینده مردم را که نداشتند که هیچ  بلکه ،اگاهی از تاریخ و گذشته هزاره ها را نیز نداشتند .  این افراد  همه برکت  و خیر را درچند میل سلاح های خود میدانستند ، لذا دست به عملیات نظامی زده و سلاح های توزیع شده از سوی تنظیم را جمع اوری نمودند و افرادی را  که  اسلحه گرفته بودند  شکنجه ازار و حتی زندانی و جریمه نمودند  و شماری مجبور به ترک وطن شدند .

در جاغوری  برخی نا اگاهان  شخصیت روحانی  هزاره  اقای فاضل انگوری را که استاد علمای جاغوری محسوب میشد  به جرم همکاری با تنظیم هزاره گی  شکنجه نموده و جریمه نمودند .

 

با این عکس العمل  شماری از افراد خود غرض و از خود کش بیگانه پرور، احساس پاک ملی  بزرگان و جوانان هزاره ها در کویته سخت صدمه دید و انها دانستند که  کسانی که در هزاره جات  فعلا صاحب قدرت هستند ، هیچ گونه احساس ملی ندارند ، و هنگامی رسد که پشیمان شوند و انوقت پشیمانی سودی نخواهند داشت . که همین گونه هم شد و تاریخ در غرب کابل تکرار شد .

موجودیت هزاره های کویته  پشتیبانی خوبی برای مهاجرین تازه وارد بحساب می امد.  که مهاجرین تازه وارد نه  مشکلات بی سرپناهی را داشتند و نه مشکل زیادی برای کاریابی و همچنین  هیچ گونه مشکلی در مورد نا آشنایی با محیط و زبان و غیره پیش نمی امد.

برخی از جوانان هزاره  که  احساس پاک ملی داشتند  زحمات زیادی را برای رفع نیازمندی ها و دور نمودن سوء تفاهمات بین هزاره های قدیمی و مهاجرین تازه وارد کشیدند . 

هزاره های که  در پاکستان  بالخصوص شهر کویته ماندگار شدند  گاهی هم به اندازه هزاره های مهاجر که درایران  مهاجرت نموده بودند  زجر و درد  را نکشیدند ، بلکه فرزندان شان در مکاتب و مدارس پاکستانی و یا افغانی مقیم پاکستان  از نعمت سواد بهره مند شده و به مقامات عالی علمی خودرا رسانیدند .

 

دردهه هفتاد خورشیدی  در حین جنگ های  شدید مجاهدین در شهر کابل  ، نه تنها هزاره های کویته از سیاست های حزب وحدت اسلامی در افغانستان پشتیبانی نمودند ، بلکه تمام احزاب سیاسی و اجتماعی  هزاره ها در کویته  به نام  و رهبری شخصیت ملی و سیاسی  هزاره استاد شهید بابه مزاری فخر می کردند و اورا همانند برادران افغانی خود  بابه مزاری خطاب میکردند .  با نشر خبر شهادت آن ابر مرد تاریخ هزاره ها ، هزاره های کویته  سه روز را عزای عمومی اعلام نمودند و به مصیبت داری پرداختند . چنانچه ده ها جوان  با احساس از صدمه مصیبت بابه مرازی بیهوش گردیدند .  پس از شهادت رهبری هزاره ها و شکست  جبهه مقاومت هزاره ها  در کابل مهاجرین بی شماری  وارد کویته شدند که مردم هزاره کویته با قلب باز از انان استقبال نموده و در مساجد و امام  بارگاه ها  برای موقت به انان جای داده و از انان سرپرستی مینمودند . 

من بیاد دارم شبانگاهی را  که  ما در دفتر حزب وحدت  در کویته بودیم  که یکی از دوستان تلفون نمود  و گفت که به تعداد بیست و سه فامیل مهاجرین هزاره از کابل  جدیدا از راه پشاور به کویته رسیده اند ، مسئول نمایندگی کویته اقای محقق افشار و همکاران شان  به ما چند نفریکه دراین مسائل همکار دفتر بودیم و انجمنی را بنام انجمن خدمات اجتماعی رهبر شهید  تشکیل نموده بودیم ، بسوی اقامت گاه این بی سرپناهان حرکت کردیم ، یکی از جوانان با احساس هزاره های کویته دوباره تلفون کرد که مهاجرین را ما در امام بارگاه  امام رضا (ع) جابجا نموده ایم ، وقتیکه ما به امام بارگاه رفتیم ، دیدیم که ده ها زن و مرد اهل محله  با کمپل ها ، مواد غذایی ، ولباس زمستانی از مهاجرین تازه وارد استقبال نموده و یک خواهر هزاره که حدود پنجاه سال عمر داشت  با وصفیکه چند تخته کمپل و لباس های زنانه و طفلانه را برای مهاجرین اورده بود ، گریه کنان به اعضای کمیسیون رسیدگی به مهاجرین گفت که من متاءسفم که هویلی ام کوچک است و خانه زیاد ندارد اما میتوانم سه فامیل را برای هر مدتی که شما لازم بدانید  به خانه ام برده و مصارف انان را متحمل شوم .

این یک نمونه  از صدها واقعه  بود  که  ملت هزاره کویته  اعم از زن و مرد و پیر وجوان  در حق برادران تازه وارد و اواره شان روا داشتند و حق برادری و هم نژادی را به وجه احسن ادانمودند .

 

در دوره حاکمیت سیاه طالبان  درافغانستان  شهر کویته  نه تنها پناه گاهی امنی برای مردم هزاره افغانستان بود ، بلکه پلی بود که این طریق فرزندان هزاره  ازچنگال دیو خون اشام طالبانی فرار نموده و خود را به  کشور های  عربی ، آستر لیا و اروپا رسانیدند . و در دوران قتل عام یکاولنگ و بامیان و سرازیری مهاجرین این مناطق به کویته بازهم  مردم با احساس هزاره در کویته  برادران مهاجر خود را تنها نگذاشتند و برخی از ثروتمندان و تجار عزیز این قوم  شبانگاه و علی وار به خانه های مهاجرین سر زده و مواد خوراکه و پوشاکه به انان میرساندند .

در قسمت سرپرستی یتیمان و خانواده های بی سرپرست هزاره های مهاجر در کویته و بالخصوص در عصر سیاه طالبان  زحمات و تلاش های  محترم حجت الاسلام اقای محمد جمعه اسدی را قابل قدر و ستایش میدانم . که صد ها یتیم  و ده ها خانواده بی سرپرست را سالها یاری نمود و این روند تا کنون ادامه دارد .

 

رشد و فعالیت احزاب سیاسی و اجتماعی دربین هزاره های پاکستان .

 

 با رشد جامعه هزاره از نگاه فرهنگی و اقتصادی ، بیشتر طبقه جوان و تحصیل کرده جامعه هزاره بالخصوص در شهر کویته  روبه میدان سیاست و مبارزات سیاسی اوردند. هزاره ها در ابتدا با حزب مردم  به رهبری ذوالفقار علی بوتو صدراعظم  پاکستان که حکومتش توسط جنرال ضیا الحق فرمانده ارتش برانداخته شد و بعد توسط دادگاهی حکم اعدام وی صادر شده و اعدام گردید ، وابستگی داشتند . پس از کشته شدن بوتو  برخی مخفیانه با این حزب تماس های داشتند و لی شماری از این حزب نظربه اختناقی که از سوی دولت نظامی وضع شده بود ، دوری کرده بودند .  دراواخر دهه هفتاد میلادی و اوایل دهه هشتاد دانشجویان هزاره در کالج ها و دانشگاه  گام به میدان سیاست گذاشته و سازمان محصلین هزاره  را بنام ( هزاره ستودنتس فیدریشن ) تاسیس نمودند . به ادامه ان شماری از این محصلین با سازمان  محصلین امامیه یا ( آی  اس او ) که یک سازمان سرتاسری در پاکستان بود  وابسته شدند .

تحمل نکردن این دو گروه  منجر به درگیری های شدیدی بین طرفداران هردو دسته شده و تا سرحدی که یکتن از اعضای سازمان محصلین هزاره بنام محمد ابراهیم توسط افراد اعضای سازمان امامیه  به قتل رسید .

این سازمانها از طرف احزاب بزرگتری حمایت میشدند که در پشت سازمان محصلین هزاره ، حزبی بنام تنظیم نسل نو هزاره  به رهبری غلام علی حیدری و محمد جواد ایثار فعالیت داشت ، و به پشتیبانی از سازمان محصلین امامیه ، سازمان امامیه یا ( آی او ) در سرتاسر پاکستان فعالیت گسترده داشت و از ان هم گذشته  حزب سیاسی تحریک نفاذ فقه جعفریه ( بعد ها تحریک جعفریه ) نیز همکار و پشتیبان محصلین امامیه بودند .

 

در دهه هشتاد میلادی هزاره های کویته دچار نفاق شدید سیاسی قرار گرفتند و نفاق شدید سیاسی بین علمای دینی و روشن فکران مذهبی  با  محصلین ملی گرا و حزب تنظیم نسل نو هزاره وجود داشت .  افراد اتحادیه  محصلین هزاره شمار شان با دولت افغانستان  که دران وقت ببرک کارمل رئیس جمهور و سلطان علی کشتمند صدراعظم بودند ، ارتباط برقرار نموده و از دولت افغانستان پشتیبانی مینمودند . فلم های سخنرانی سلطان علی کشتمند را در مجالس خود نشان میدادند . سازمان محصلین امامیه  از انقلاب اسلامی ایران که تازه به رهبری آیت الله خمینی ، بوقوع پیوسته بود  طرفداری نموده و شعار های ایرانیان را  سر میدادند و خود هارا کاسه از آش داغ تر نشان میدادند.

دراوایل دهه نود میلادی حزبی بنام هزاره پروگریسو پارتی به رهبری طاهر خان هزاره اعلان موجودیت نمود که کادر رهبری انرا بیشتراعضای سابقه سازمان محصلین هزاره  به عهده داشتند . این حزب نیز به طرفداری از حکومت کمونستی کابل تبلیغات زیادی را مینمودند.

 

با سقوط رژیم کمونستی در افغانستان در اغاز دهه نود میلادی  و اغاز جنگ های خونین  هزاره ها در کابل  با حکومت به رهبری برهاندین ربانی و احمد شاه مسعود و همچنین قتل عام  هزاره ها  توسط  نیروهای سیاف وهابی و دولت ربانی ، هزاره های کویته از خود احساسات قابل قدری را نشان داده و همه اعم ازتندروان  مذهبی و دموکراتها  پشتیبانی خودرا ازموضع حزب وحدت اسلامی به رهبری ، رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری در افغانستان اعلام نمودند و از نمایندگان این حزب در کویته استقبال نموده همه برای جمع اوری کمک  براه افتادند .

دراواخر دهه نود  حزب تنظیم  به دوشاخه  منشعب گردید که  شاخه دوم به رهبری محمد جواد ایثار با جمعی از همفکرانش  مانند  حسین علی یوسفی ، عبدالخالق هزاره ، احمد علی کوهزاد و غیره ، احزاب  اتحاد ملی هزاره ، تنظیم نسل نو به رهبری جواد ایثار، و برخی از اعضای اتحادیه محصلین هزاره را باخود گرفته و حزبی را بنام  حزب دیموکراتیک هزاره  تاسیس نمودند . این حزب فعلا در راستای رشد فرهنگی و تصمیم گیری های سیاسی نقش عمده را در جامعه کنونی هرازه ها در کویته  دارد . حزب دموکراتیک هزاره در ساحه هزاره تاون  از پشتیبانی خوب سیاسی و ملی برخوردار است .

قبل از بمیان آمدن حزب دیموکراتیک هزاره  ، در ساحه هزاره تاون  اتحاد ملی هزاره  به رهبری شماری از جوانان  فعالیت خوبی داشتند .

گروه های  اجتماعی دیگری مانند شیعه کنفرانس  و هزاره جرگه نیز  برای پیشبرد امورات اجتماعی و مذهبی هزاره ها  و شیعه ها فعالیت دارند . که در هزاره جرگه متنفذین و بزرگان طوایف مختلف هزاره عضویت دارند . و در نزد دولت ویا موضوعات اجتماعی وملی در سطح بلوچستان نیز شناخته شده اند . فعلا دبیری این جرگه را حاجی عبدالقیوم چنگیزی به عهده دارد .

 

شیعه کنفرانس ، کمیسیونی متشکل از بزرگان شیعه های کویته است که تنظیم برنامه های مذهبی  را به عهده دارند . ابتدا دبیری این کمیسیون را مرحوم سردار محمد اصف هزاره به عهده داشت و پس از وفات ایشان اکنون سید اشرف زیدی مسئولیت دبیری را به عهده  دارد .

 سازمان خیریه دیگری بنان شهدا ویلفیرفند ( تعاونی عام المنفعه شهدا ) تحت ریاست محمد جمعه اسدی رئیس جامعه امام صادق و شماری ازشخصیت های ملی مانند حاجی  نوروز علی ، پروفیسر تاج محمد ، نثارعلی ناصر و غیره فعالیت داد که این سازمان خیریه  کمک های زیادی را برای معالجه زخمیهای  سانحه های ، حملات ترورستی  در امام بارگاه کلان و عاشورای 2004 نموده و فرزندان زیادی از هزاره ها را از مرگ  نجات دادند  .  این کمیته خیریه  برای خانواده ها و بازمانگان شهدا نیز کمک های را نموده است .

پس از حملات ترورستی  دشمنان بر امام بارگاه و جلوس عاشورای حسینی  شمار زیادی از جوانان هزاره  انجمن های خیریه اهدای خون را تاسیس و راه اندازی نموده اند که  تا در صورت  بروز همچون سانحات و یا پیش امد های دیگر برای هدیه خون به برادران خود پیش قدم باشند .

همچنین در مورد مسائل اجتماعی  در جامعه هزاره کویته  اتحادیه های کوچک بنام چنده قومی  بین طوایف و پای های مختلف قوم هزاره  وجود دارند که در برخی مسائل اجتماعی مانند مراسم خوشی عروسی ، شیرنی خوری و یا در مراسم فاتحه و غیره  از اهمیت خوبی برخوردار میباشد . اتحادیه های قومی برعلاوه این مسائل بعضی مواقع در حل مشکلات  دیگر مردم نیز رسیدگی میکنند . اگرچی بعضی از افراد سیاسی بالخصوص طبقه روشن فکر هزاره  مخالف موجودیت این اتحادیه های کوچک میباشند و این اتحادیه هارا سبب بروز نفاق و طایفه پرستی در درون جامعه هزاره میدانند . اما در حقیقت در برخی مواقع مفید هم میباشد  بشرط براینکه مفاد اتحادیه های کوچک قومی  را بر مفاد ملی هزاره برتر ندانند  ، که تاکنون در بعضی مواقع  شماری از اتحادیه های قومی بزرگتر، منافع ملی هزاره هارا قربانی منافع طایفه گی خود میکنند.

 

                                                                 

حوادث ناگوار و خونین  در تاریخ هزاره های پاکستان.

 

پس از جابجای هزاره ها در شالکون هند بریتانیایی  با وصفیکه ایم مردم از همه وقایع خود را مصئون فکر میکردند  در سال 1935 میلادی زلزله شدیدی شهر کویته کنونی را به ویرانه یی مبدل ساخت که دران شمار زیادی  از ساکنین این شهر به کام مرگ رفتند .  درمیان قربانیان این حادثه به اندازه سهم خود هزاره ها نیز شامل بودند که سانحه این زلزله تا کنون ازاذهان اهالی کویته نرفته است و یک سانحه بزرگ و جبران ناپذیر تاریخی از نگاه خسارات مالی و تلفات انسانی دراین شهر بحساب می اید .

 

سانحه دیگری که یکی از سانحه های خونین  برای مردم هزاره کویته بود ، واقعه درگیری میان هزاره های کویته و پولیس این شهر بود . این واقعه بتاریخ 6 ماه جولای سال 1985 میلادی بوقوع پیوست .

دراین واقعه مردم هزاره  در خیابان علمدار گرد هم امده و تظاهرات امنی را برای پشتیبانی و حمایت از خواسته های مفتی جعفر حسین رهبر فقید شیعیان پاکستان و همنوایی با رهبر تازه و جوان حجت الاسلام سید عارف حسین حسینی براه انداختند .

اما درقسمتی از خیابان علمدار یعنی امام بارگاه قندهاری ها که مرکز تجمع هزاران  تن از راه پیمایی کننده گان بحساب می امد  پس از سحنرانی های  سخنرانان توسط  مجری برنامه  اعلان گردید که تظاهزات اغازمیشود  و این تظاهرات  یک تظاهرات امنی خواهد بود که درپیشاپیش آن علما ، به ادامه آنها متنفذین و موسفیدان قوم و در اخیر جوانان در حرکت میباشند و هیچ کسی  خلاف دستور العمل اعلام شده حرکت نمیکند درهمین موقع دسته های از پولیس سد راه تظاهر کننده شد در حالیکه مجری برنامه اعلام مینمود که پولیس راه را بروی تظاهر کننده گان باز کند و این تظاهرات حق ما است ، اما به دستور فرمانده پولیس محلی ، پولیس با حرکت مردم به طرف ادامه دادن تظاهرات ا بتدا تیر اندازی هوایی نمودند و به ادامه ان گاز های اشک اور را بین تظاهر کننده گان پرتاب نمودند که درنتیجه ادامه نظاهرات متوقف و درگیری شدیدی بین نیروهای پولیس و هزاره ها اغاز شد که تا حوالی عصر هفده تن از موسفیدان و جوانان هزاره و شیعه به شهادت رسیدند و طبق گزارشات که مدت ها بعد پخش شد در حدود شصت تن از سربازان پولیس کشته شده بودند . با غروب آفتاب مردم منتشر شده به خانه های شان رفتند ، اما نیروهای اردوی پاکستان ساحه خیابان علمدار و نواحی ان را که مناطق هزاره نشین بود تحت محاصره قرار داده و حکومت نظامی اعلان نمود که در نتیجه ده ها تن از شخصیت های معروف  و علمای هزاره را به رهنمایی شماری از افراد بیگانه پرور خود هزاره ، از منازل شان کشیده و زندانی نمودند و صدها تن بیگناه دیگر را که بیشترین شان مهاجرینی بودند که در مسافرخانه های سرای نمک  مسافر بودند باز داشت نموده و روانه زندان ساخت . و پس از مدتی همه مهاجرین را روانه کمپ سرخاب و پنجوایی در اطراف کویته نمودند.

حکومت نظامی چندین روز ادامه یافت و حکومت اعلان نمود که مردم باید سلاح های شخصی شانرا تحویل حکومت نمایند .  که با این روند تعداد مردم  داوطلبانه سلاح های دست داشته شخصی شانرا تحویل حکومت نظامی نمودند .

موضوع با وساتط جنرال محمد موسی خان  خاتمه یافت د و پس از ان تاریخ موصوف بحیث گورنر ایالت بلوچستان تعین گردید . اما چند تن از علما و متنفذین تا حدود یکسال را درمحبس بسربردند  تا بالاخره  با اعتراضات و اخطار های پی درپی سیدعارف حسین حسینی رهبر شیعیان پاکستان  به دولت ، این افراد از زندان ازاد گردیدند.

این حرکت هزاره ها  درکویته هم به نفع شان تمان شد و هم به ضرر شان .

منافعش این بود که  وحدت و یکپارچگی مردم را تاجایی به نمایش گذاشت ، و در حکومت بلوچستان پست مهم را بدست اوردند .  ولی ضررش این بود که تا مدتی هزاره ها در چشم حاکمیت پاکستان  محکوم وبیگانه پرست ( طرفدار ایران ) معرفی گردید ند، درحالیکه ایرانی ها هیچ گونه نقشی دراین سانحه نداشتند.

پس از دهه نود میلادی اختشاشات فرقه یی در سرتاسر پاکستان  افزایش یافت و جنگ های سخت فرقه یی بین شیعه ها و فرقه تند رو وهابی بنام سپاه صحابه  بوقوع پیوست . اگرچی این جنگها  هیچ گاهی  در رویا رویی همدیگر رخ نداد ، بلکه تمام این جنگ ها  که  جنگ های ترورستی بود  شخصیت های معروف شیعه را در پاکستان قربانی خود ساخت  که آغاز ان با تروز و شهادت عارف حسن حسینی رهبر شیعه های پاکستان در شهر پشاور بتاریخ 5 اکست  1988 اغاز شد .

بهتر است درمورد حزب سپاه صحابه  کمی بنویسم .

 

این حزب در عصر حاکمیت جنرال ضیاالحق رهبر نظامی پاکستان ، بنام انجمن سپاه صحابه توسط مولوی حق نواز جهنگوی تاسیس گردید و از پشتیبانی کامل دولت و کشور های عربی برخوردار بود . رهبری این حزب را در ابتدا مولانا جنگوی به عهده داشت  و پس از کشته شدن وی  مولانا ضیاالرحمن فاروقی  به رهبری گماشته شد و با ترور وی در شهر لاهور مولانا اعظم طارق این مسئولیت را به عهده گرفت که وی نیز در سال 2002 در اسلام اباد  توسط  افراد ناشناسی به قتل رسید و پس از وی مولانا احمد رهبری این حزب را به عهده گرفت .  با ترور مولانا جهنگوی  این حزب شاخه نظامی را بنام لشکرجهنگوی به فرماندهی ریاض بسرا  تشکیل داد که بیشترین ترور های مذهبی و فرقه یی را در پاکستان همین گروه انجام میداد .

از جانب دیگر شیعیان این کشور نیز به ستوه امده  گروه نظامی بنام  سپاه محمد تشکیل گردید  که این گروه  عملیات ها و ترور های بالمثل را علیه مخالفان و دشمنان شان انجام میداد .

جنگ های فرقه یی شهر های کراچی ، لاهور، اسلام اباد ، ملتان ، پشاور ، دیره اسمعیل خان ، جهنگ ، گلگت ، پاره چنار و غیره را سخت متاثر ساخت  اما  شهر کویته امن ترین شهر بحساب می امد .  درسال 1999 میلادی  حملات ترورستی بالای مردم هزاره و شیعه کویته اغاز شد که ابتدا ی ان بتاریخ 5 اکتوبر 1999 موتر یک جوان هزاره بنام نجف علی  توسط  ترورستان کرایه گرفته شده و پس از انکه وی را مرموزانه به شهادت میرسانند ، توسط موتر وی بالای سردار نثارعلی هزاره وزیر تعلیم وتربیه ایالتی بلوچستان حمله نمودند که در نتیجه سردار نثار علی زخمی و راننده اش صفدر علی به شهادت رسید . اما پولیس  اتهام قتل را به دوش مالک موتر شهید نجف علی انداخته و ورثه مقتول نجف علی را تحت تعقیب و تحقیق قرار دادند . به ادامه ان  شماری از افراد  بیگناه هزاره که بیشتر راننده گان بودند  با موتر های شان ربوده شده و به قتل میرسیدند .  مقامات امنیتی موضوع را سرقت تلقی داده و دوسیه ها در الماری ها حفظ میگردید . 

 

بتاریخ 9 فبروری 2001  شامگاه  یک موتر سوزوکی که حامل سیزده تن از مسافرین به شمول درایور از منطقه بروری بسوی خیابان علمدار بود  در جاده کرانی  در منطقه بنام زنگی لوده  هدف تیر اندازی ترورستان مسلح سپاه صحابه قرار گرفت که در نتیجه هشت تن از جوانان هزاره به شمول راننده اقبال علی  جام شهادت نوشیدند . در موضوع انتقال اجساد شهدا از شفاخانه سیول کویته سران هزاره  بین خود اختلاف نمودند .  دراین وقت شماری از جوانان بی بند وبار به تحریک بعضی افراد مغرض و ضد ملی که به نفع دشمن نا اگاهانه حرکت میکردند ، داخل بازار کویته شده و بعضی دوکانها و مغازه هارا شکستند و برخی موتر هارا شیشه هایش را شکسته و حتی به بعضی انسانها بی احترامی کردند . که در نتیجه موضوع  رنگ قومی گرفته و از سوی بعضی حلقات استخباراتی  اوازه پخش گردید که هزاره ها  اموال و دارایی پشتون هارا تاراج کرده و به انها حمله نموده اند ، که در نتیجه پشتون های مناطق شرقی شهر کویته شمار زیادی از مغازه های هزاره هارا تاریاج نمودند و بعد به اتش کشیدند که از ان جمله بیشترین خساره را حاجی احمد  مالک احمد ستور یکی از سرمایه داران ملی هزاره متحمل گردید که به حساب ده ها ملیون سرمایه و دارایی اش تاراج شد ویا تعمه حریق گردید .  ولی حکومت قضیه را رنگ دیگر داده و بهانه را روی اختلاف اتحادیه سرویس رانی شهری و سوزوکی ها دانست که تا ان وقت این سوزوکی ها بدون اجازه دولت به حمل مسافرین اقدام می ورزیدند و موضوع با توزیع  پنجاه ورق اجازه نامه ترافیکی برای سوزوکی ها و پرداخت دوصد هزار روپیه به خانواده هر شهید و پنجاه هزار روپیه به خانواده هر زخمی  پایان یافت .

 

بتاریخ هشتم جون 2003 میلادی  موتر حامل سربازان پولیس  که همه افراد تحت اموزش و هزاره و شیعه بودند  در منطقه خیابان سریاب  هدف تیر اندازی باند لشکر جهنگوی قرار گرفت که در نتیجه دوازده  تن از بهترین جوانان و فرزندان دلیر هزاره جام شهادت نوشیدند و شماری هم زخم برداشتند . با این عمل غیر انسانی ، برای بار اول چهره دشمن اصلی بی نقاب گشته و به همگان به شمول دولت واضح گردید که طراح و اجرا کننده برنامه اصلی کی ها بوده اند .

البته ناگفته نباید گذاشت که تا این تاریخ شمار زیادی از شخصیت های علمی و سیاسی شیعه های کویته  که غیر هزاره بودند نیز یکی یکی توسط این ترورستان به شهادت می رسیدند اما ترور هزاره ها بیشتربه روش دسته جمعی انجام میشد .

 

بتاریخ چهارم جولای سال 2003 میلادی روز جمعه ، سانحه المناکی در امام بارگاه مرکزی ( امام بارگاه کلان ) شهر کویته  رخ داد  که در این  حادثه در حین ادای نماز جمعه سه نفر ترورست مربوط باند لشکرجهنگوی سپاه صحابه ، که در بدن های خود بمب هارا بسته بودند وارد مسجد شده و بااغاز تیر اندازی چند تن از نماز گزاران را بشمول سید یونس موسوی راننده امام جمعه ، که در حال کنترول در دروازه دخولی امام بارگاه بودند به شهادت میرسانند .  ترورستان با سه کلاشنکوف بالای صف های نمازگذاران در داخل صحن  مسجد تیراندازی را شروع میکنند که درهمین حال یکی از این درنده گان توسط تیر اندازی متقابل محافظین امام جمعه  زخمی میگردد و بعد توسط یک نماز گزار بنام حاجی عبدالواحد قندهاری دستگیر میشود که این وحشی بمب های را که در بدنش بوده منفجر میسازد و حاجی عبدالواحد با چند تن دیگر نیز به شهادت میرسند .

درنتیجه مقاومت نماز گزاران بالاخره هرسه درنده گان به قتل میرسند و بیش از چهل تن از نمازگزاران  اعم از پیر و جوان و طفل جام شهادت مینوشند .

این قضیه در حالیکه دولت را سخت  تکان داد و رئیس جمهور وقت پاکستان پرویز مشرف در بیانیه اش خطاب به مردم هزاره ، به انان تصلیت گفته و از مردم هزاره خواست تا خونسردی خودرا حفظ نمایند و با عمل بالمثل آب در آسیاب دشمن نریزند . حکومت  ایالتی چند روز را ، حکومت نظامی اعلان نمود و به هزاره ها اجازه داد که جنازه های شان را دفن نمایند و مراسم فاتحه خوانی شهدا را برپادارند .  اما در روز هفتم شهدا شخصی بنام طاهرخان در یک صحبت  بی باکانه اش  که اصلا از سوی دشمنان هزاره برنامه ریزی شده بود به همکاری تعداد محدودی از جوانان احساساتی و نا اگاه  نه تنها اینکه به خون شهدا خیانت نمود بلکه نزدیک  درگیری و خون ریزی را میان  خود هزاره ها براه انداخته بود  که اگر جلو حرکت  این شخص گرفته نمیشد ممکن مانند جنگ های خونین احزاب در هزاره ستان  صد ها تن جوان هزاره بی گناه و نا اگاهانه بکام مرگ میرفتند .

در مراسم دفن ، راه پیمایی و سخنرانی ها در اجتماعات ، هر حزب سیاسی و هر شخصیت ملی و سیاسی  کوشش مینمود که  به نفع و آرمان سیاسی خود به مراسم رنگ بدهد  و بیشتر حرکات ریاکارانه بود نه به خواطر مردم و شهدا .

طاهر خان در روز هفتم فاتحه خوانی شهدا در مسجد و امام بارگاه نچاری در بین جمعیت حدود دوهزار نفری به تحریک ، دشمن  و استخبارت که پول هنگفتی را در اختیارش قرار داده بودند اعلان نمود که من به نمایندگی از این مجلس به مدرسه های دینی که عبارت از جامعه امام صادق (ع) و دارالعلوم جعفریه با شد  اخطار میدهم که تا یک هفته این مدارس را تخلیه نموده و در اختیار همین ملت که منظورش یک دسته محدود خودش بود  تحویل بدهند تا به عوض درس و تدریس دینی و مذهبی ، برای کارهای قومی  از ان ها استفاده شود. همچنین به تنظیم نسل نو هزاره  که تعمیری را در خیابان علمدار در اختیار دارد و در ان مکتبی است که صد ها تن از فرزندان هزاره درانجا به فراگیری علم مشغول هستند  اخطار داد که  ساختمان را تخلیه و در اختیار ما قرار دهد والی جمعه اینده یعنی یک هفته بعد این مردم به زور انها را از این تعمیر ها بیرون میکنند.

صحبت های طاهر که اصلا از سوی استخبارات دولت پاکستان طراحی شده بود سخت مردم را به احساسات واداشت و در روز موعود در تمام همین اماکن یاد شده  ده هاتن جوان مسلح با پشتیبانی از مدارس دینی  و تعمیر تنظیم  در موضع ها قرار گرفتند  که اگر باند طاهرخان  به همچون عملی دست بزنند ، باید با ایشان مقابله مسلحانه نمایند .  دولت وقتیکه وضعیت را چنین دید  عجالتأ طاهرخان را بازداشت نموده و به غایله ظاهرأ پایان بخشید . و قضیه شهدا را از یاد مردم برد  با این کار دولت پاکستان برای خانواده هر شهید هشتصد هزار روپیه وبرای هر زخمی چهارصد هزار روپیه کمک پرداخت نمود و از برکت حرکات دشمن پسندانه   طاهرخان  قضیه شهدا  فراموش گردید .

 

بتاریخ دوم مارچ سال 2004 روز عاشورای حسینی  حینیکه تمام دسته های عزاداری در بازار کویته  در حال عزا داری بودند ، حوالی ساعت یک و هفت دقیقه بعد از ظهر  در حالیکه اولین دسته عزاداران  دسته امام بارگاه ناصر اباد  در لیاقت بازار نشسته بودند ، از منزل بالائی بانو مارکیت  که یک مارکیت کوچک ساعت فروشی است ، سه نفراز اعضای لشکر جهنگوی، با کلاشنکوف های دست داشته شان ابتدا تیر اندازی را شروع میکنند و به ادامه نارنجک های دست داشته خود را پرتاب مینمایند ، که در نتیجه چندین تن از کودکان ، جوانان و پیره مردان حسین وار جام شهادت مینوشند . شماری از جوانان  داخل دسته که با سلاح های سبک مسلح بودند مهاجمین را هدف تیر اندازی قرار میدهند که در نتیجه  هر سه مهاجم به قتل میرسند . اما قضیه از سوی فرماندهی پولیس ضد ترورزم  برعکس جلوه گر میگردد و با دستور دادن تیر اندازی به نیروهای تحت امرش  دسته های عزارداری و عزاداران را  هدف تیر اندازی قرار میدهند . که در نتیجه چندین تن دیگر از جوانان عزادار توسط تیراندازی پولیس جام شهادت مینوشند .

 

بار دیگر شماری از نیروهای سپاه صحابه که در دفتر مرکزی این گروه  واقع چوک گوالمندی  مسلح اماده بودند ، از مسیر خیابان میکانیکی بالای امام بارگاه ناصر العزا و امام بارگاه کلان ( مرکزی) حمله اور میشوند  که در نتیجه مقاومت  جوانان عزادار مسلح  ده ها تن شان با خیل لشکریان یزید پیوسته و شماری از جوانان هزاره نیز جام شهادت مینوشند .  در نتیجه پس از پنج ساعت درگیری شدید در داخل یک شهری که هم قوای مسلح داشت و هم پولیس و هم ملیشه نیمه نظامی و استخبارات که همه فرار نموده بودند ،  در حدود چهل تن از عزاداران حسینی  از کودک هشت ساله بنام لیاقت علی تا پیره مرد حدود هفتاد ساله بنام حاجی ملا جمعه خان  جام شهادت نوشیدند و بیش از هفتاد تن از نیروهای دشمن را به قتل رسانیدند . در اخیر حوالی ساعت شش عصر، نیروهای اردوی پاکستان داخل شهر شده و شهر را تحت کنترول خود گرفتند . نبروی پولیس شمار زیادی از جوانان هزاره را از داخل و نواحی شهر بدون جرم و تقصیر اسیر نموده و به زندان ها انداختند که در اخیر با اعتصاب سرتاسری مردم هزاره واعلان  تدفین نکردن اجساد شهدا ، اسراء  را آزاد نمودند .

 

تدفین شهدا در روز یازدهم محرم الحرام  توسط راهپیمایی ده ها هزار انسان  انجام شد و سه روز مراسم فاتحه خوانی انجام گرفت که شمار زیادی از رهبران سیاسی ، سران اقوام  و متنفذین ملیت های مختلف ساکن در پاکستان در این مراسم شرکت نمودند و با ملت مظلوم هزاره اظهار همدردی و همکاری نمودند .  پس از ایام عزاداری  عاشورا شمار زیادی از رهبران و نمایندگان اهل تشیع از سرتاسر پاکستان مانند : علامه سید ساجدعلی نقوی قائد ملت جعفریه پاکستان ، علامه عباس کمیلی رهبر پاکستان جعفریه الاینس ، سید محمد تقی نقوی  یک از علمای مشهور پنجاب ، سید ضیا الدین رضوی روحانی جوان و رهبر شیعیان در نواحی گلگت و بلتستان ، سید فخرامام عضو پارلمان از پنجاب ، و ده ها تن دیگر از متنفذین از سرتاسر پاکستان برای اظهار همدردی خانواده های شهدا ومردم هزاره و شیعه کویته ، به کویته امده  و به مردم تسلیت گفتند .

دشمنان سوگند خورده  مردم  شیعه و هزاره  طرح عملیات وسیع تر و منظم تری را در عاشورای سال 2005 ریخته بودند  که این طرح  به یاری خداوند و خاندان نبوت قبل از عمل توسط  دسته یی از جوانان هزاره کشف و توسط نیروهای پولیس خنثی گردید . 

 

فهرست   شهدای که در سانحه های مختلف  جام شهادت نوشیده اند :

 

فهرست شهدای سانحه ششم جولای  سال 1985 میلادی :

 

شهید کیپتن محمد هادی ، شهید انور علی ، شهید زاهد رضا ، شهید غلام عباس ، شهید احمد علی ، شهید سید فیاض حسین ، شهید قنبرعلی ، شهید محمد رضا ، شهید سید امیر شاه ، شهید عبدالقدوس ، شهید غلام علی ، شهید علی جان ، شهید محمد علی ، شهید اعجاز حسین ، شهید خادم حسین ، شهید حاجی عبدالواحد ، شهید حسین علی و شهید مشتاق حسین .

 

فهرست شهدای که دربین موتر سوزوکی در مسیر راه هزاره تان به شهادت رسیدند:

شهید اسد الله ، شهید محمد اقبال ، شهید شمس الحق ، شهید محمد جواد  و شهید عبدالخالق بودند .

 

فهرست شهدای پولیس که درهشتم جون  2003  در جاده سریاب  به شهادت رسیدند :

شهید عباس علی ، شهید محمد باقر، شهید محمد علی ، شهید عبدالحسین ، شهید ذاکرحسین ، شهید عابد حسین ، شهید غلام عباس ، شهید پرویز علی ، شهید سجاد حسین ، شهید محمد نبی ، شهید محمد جواد و شهید غلام حسین حسینی .

 

 فهرست شهدای سانحه نماز جمعه  که بتاریخ چهارم جولای 2003 در امام بارگاه کلان  به شهادت رسیدند :

 

شهید میرزا ریاض حسین ، شهید سید ُولایت حسین ، شهید سید تنظیم حیدر نقوی ، شهید سید فضل حسین ، شهید سید مصطفی حیدر، شهید کاشف رضا ، شهید مظهر حسین 65 ساله ، شهید نذر حسین 40 ساله ، شهید محمد نقی 5 ساله  ( هرسه پدر پسر و نواسه بودند ) شهید علی احمد ، شهید قمر عباس ، شهید حاجی عبدالواحد ، شهید سید محمد یونس ، شهید تصورعلی ، شهید محمد حسن ، شهید حاجی غلام محمد ، شهید حیدر علی ، شهید آصف علی ، شهید رمضان علی ، شهید سعادت حسین ، شهید عاصم علی ، شهید عبدالواحد ، شهید قربان علی ، شهید سید باقر رضا کاظمی ، شهید یعقوب علی و شهید علی اکبر پنج ساله ( پدر و پسر بودند ) شهید غلام حیدر، شهید محمد ابراهیم 20 ساله ، شهید اعجازعلی 18 ساله ،  شهید محمد مهدی 27 ساله ، شهید زوار حسین ، شهید رمضان علی ، شهید دلاور عباس ، شهید حیدر علی ، شهید محمد شریف ، شهید محمد حسین جوکار، شهید علی اسود ، شهید مصطفی احمد ، شهید محمد علی ، شهید اخلاق حسین ، شهید سید محمد اصغر، شهید سید محمد تقی ، شهید سلیم خان ، شهید تنویر عباس ، شهید محمد منیر ، شهید عین الحسن ، شهید سید انور حسین ، شهید ارباب علی ، شهید محمد ایوب ، شهید قربان علی و شهید رجب علی .

 

فهرست شهدای که بتاریخ  دوم مارچ 2004 در سانحه روز عاشورای حسینی در لیاقت بازار کویته به شهادت رسیدند .

 

شهید عبدالله ، شهید اسحق علی ، شهید برات علی ، شهید بومان علی ، شهید حسن رضا ، شهید حوالدار محمد علی ، شهید ذیشان علی ، شهید رمضان علی ، شهید سید اسمعیل شاه ، شهید سید حسین ، شهید سید حکیم ، سهید سید عبدالحسین ، شهید شبیراحمد ، شهید شیر محمد ، شهید ظهیر عباس ،  شهید لیاقت علی 7 ساله ، شهید محمد ابراهیم 16 ساله ، شهید محمد باقر،  شهید محمد حسن ، شهید محمد رضا ، شهید عارف حسین 18 ساله  ،  شهید عبدالعلی 18 ساله ، شهید عنایت الله 19 ساله ، شهید غلام شاه 16 ساله ، شهید غلام علی 65 ساله ، شهید محمد سمیع 65 ساله ، شهید محمد طاهر 9 ساله ، شهید محمد علی ، شهید محمد علی معروف به کاظم ، شهید مظهر حسین ، شهید ملا جمعه خان 65 ساله ، شهید منظور حسین ، شهید نادر علی ،شهید کامران علی 13 ساله ، شهید محمد یوسف 12 ساله ، شهید صادق علی 18 ساله شهید محمد کریم 16 ساله  و شهید سید نصار حسین .

 

فهرست شهدای که بطور متفرق در سانحه های مختلف به شهادت رسیده اند :

 

شهید سردار حسن موسی  که در مقابل دفتر کارش واقع کشمیر رود کراچی به شهادت رسید ، شهید نجف علی راننده سوزوکی  که توسط واسطه نقلیه اش بالای سردار نثار علی حمله شد ، شهید صفدر علی راننده سردار نثار علی هزاره ، شهید محمد یاسین  راننده سوزوکی در سال 2000  توسط  ترورستان در غرب هزاره تاون  به شهادت رسید ، شهید محمد اسمعیل راننده تانکر اب  در هزاره تاون به شهادت رسید ، شهید عبدالعزیز راننده سوزوکی  بتاریخ 13 نومبر 2001  در بای پاس غربی کویته توسط دشمنان به شهادت رسید ه بود ، شهید حاجی عبدالعزیز در منطقه شیله کرانی بتاریخ 11 جنوری 2004  توسط ترورستان به شهادت رسید ، شهید حاجی عباس مشهور به اقای جوس در ناحیه ناظم اباد کراچی در مغازه اش  به شهادت رسید  و فرزند جوانش در سال 2006 در همین مکان به شهادت رسید ، شهید علی مدد چنگیزی کارمند جبیب بانک  شهر سبی  در سبی در سال 2003 به شهادت رسید ، شهید حاجی محمد جان  هزاره  شخصیت سیاسی و ملی هزاره های شهر مچ  به عمر 65 سالگی بتاریخ 17 مارچ 2003 توسط ترورستان به شهادت رسید  وی سرپرست عزاداری و مسئولیت سیاسی و ملی هزاره های شهرستان مچ را در جنوب کویته به عهده داشت .

شهید محمد عیسی ثاقب استاد دانشگاه بلوچستان درمقابل داشنگاه  بتاریخ 16 مارچ 2002 به شهادت رسید .  شهید ذاکر حسین  پولیس در اوایل اپریل 2007 در حین انجام وظیفه به شهادت رسید . 

برعلاوه این شهدا شماری از افسران و دانشمندان تشیع که مربوط به اقوام دیگر پاکستان بودند نیز در شهر کویته  توسط ترورستان باند لشکر جنگهوی به شهادت رسیدند که عبارت اند از شهید سید عابد عباس نقوی، شهید عبدالخالق بنگلزی ، شهید حاجی عبدالغفور صراف ، شهید سید ارشد حسن نقوی ،  و غیره بودند.

 

 

شخصیت های ملی و سیاسی هزاره های پاکستان .

 

اگر چه در عنوان رشد اقتصادی و فکری از شمار زیادی از نخبگان  و فرزندان دلیر هزاره  در پاکستان نام بردیم  اما لازم میدانم  که در این قسمت  بطور مفصل با شغل و قسمتی از شناسنامه شان  معرفی گردند.

مرحوم قاضی محمد عیسی  شخصیت ملی و سیاسی  هزاره ها و یکی از همکاران فعال قائد اعظم پاکستان و بانی این کشور محمد علی جناح مرحوم که در پست های مهم  حزب مسلم لیگ فعالیت داشته و برای آزادی پاکستان کنونی دوشادوش محمد علی جناح  و دیگر همرزمانش فعالیت میکرد .

سردار صوبیدار یزدان علی خان  افسرنظامی  در جنگ های جهانی نقش عمده را در بین نیروهای بریتانیا داشت .

حاجی ناصرعلی مرحوم  شیر کشمیر یکی از افسران شجاع و دلیر اردوی پاکستان بحساب می آمد .

سردار محمد عیسی خان فرزند ارشد یزدان علی خان مرحوم  دربین اقوام مختلف بلوچستان قابل قدر بود و همگی به دید احترام به وی منگریستند . در حفظ وحدت هزاره ها نقش عمده یی را داشت و سرپرست و سردارخوبی برای این ملت بود .

سردار محمد اسحق خان فرزند دوم یزدان علی خان ، فرد شجاع و دلیری بود که جایگاه عالی و مورد احترامی را دربین سران اقوام پشتون و بلوچ داشت و همگی از وی حراس داشتند ، وی سخت پابند به ننگ هزاره گی بود .

جنرال محمد موسی خان فرزند سوم  یزدان علی خان ، شخصیت سیاسی پاکستان بود، وی نه تنها بهترین  افسر لایق و با دسپلین در اردوی پاکستان بود بلکه نمونه کمی مانند وی در افسران اردوی کشور های جهان دیده میشود وی بحیث یک سرباز ساده در اردوی بریتانیا شامل خدمت شد و به دلیل فعالیت هایش تا مقام سترجنرالی رسید که بلند ترین رتبه در اردوی پاکستان است  . در دهه 1960 میلادی فرمانده کل ارتش پاکستان بود و همچنان سمت گورنری ایالت مغربی پاکستان را داشت  که اکنون تمام کشور پاکستان به ان خلاصه میشود ، پاکستان شرقی بنگله دیش بود که در جنگ 1975 هند با پاکستان  آزاد گردید .

 

جنرال محمد موسی در جنگ 1965 هند و پاکستان  رهبری قوای پاکستان را به دوش داشت که با شجاعت و ابتکارات عالی نظامی نیروی هند را شکست داد .

موصوف در سال 1985 در حالیکه بازنشسته بود بحیث  گورنر ایالت بلوچستان تعین شد و تا حیات بر این مقام  باقی ماند . جنرال محمد موسی خان درسال 1989 وفات نمود و با اعزاز مخصوص نظامی اردوی پاکستان  و با حضور رئیس جمهور وقت پاکستان  غلام اسحق خان به خاک سپرده شد اما  قرار وصیتش دوباره از کویته به مشهد ایران منتقل و دران شهر در محوطه حرم امام رضا (ع) بخاک سپرده شد .

اگرچه وصیت مرحوم جنرال محمد موسی  انجام شد اما  انتقال جنازه وی از کویته  به مشهد مقدس ضربه بزرگ و جبران ناپذیری  برای هزاره های پاکستان از نگاه سیاسی بحساب می اید . 

سردار نثار علی هزاره  فرزند  سردار محمد عیسی خان ، دو بار بحیث وزیر ایالتی بلوچستان تعین  ونماینده مردم هزاره در پارلمان ایالتی بود  برای هزاره های کویته خدمات قابل قدری را انجام داد که با روی کار امدن دولت نظامی  به رهبری مشرف ، ازسوی دولت نطامی به جرم خدمت به مردم  مدتی را درزندان بسر برد و اکنون به مریضی مبتلا است . وی در زمان وزارتش فعالیت زیاد و کار های ثمربخشی را برای مناطق هزاره نشین کویته انجام داد که مهم ترین ان  تعمیر کالج های پسرانه و دخترانه درخیابان  علمدار و تعمیر چندین باب مکتب  دخترانه و پسرانه در مناطق هرازه نشین  کویته است . 

سردار سعادت علی هزاره فرزند سردار محمد عیسی خان جوان دلیر و باصلاحیت و شجاع است  وی نیز در دستگاه دولت و مردم  بلوچستان قابل احترام بود  اما دراین اواخر پاکستان را ترک گفته ودرکانادا اقامت دارد  .

سردار محمد آصف مرحوم فرزند سردار محمد اسحق خان مرحوم  یکی از چهره های درخشنده هزاره بود وی خدمات قابل قدری را برای هزاره ها در کویته انجام داد و تا ایام وفاتش بحیث رئیس شیعه کنفرانس بلوچستان برای شیعه ها و هزاره ها خدمت کرد  تا اینکه جند سال قبل از اثر بیماری قلبی در سن جوانی  جهان را بدرود گفت و ملت را داغ دار ساخت .

مارشال بازنشته هوایی  شربت علی چنگیزی  یکی از چهره های ممتاز هزاره و از فرماندهان و ستاره های درخشنده نیروی هوایی پاکستان بحساب می اید . موصوف داماد جنرال محمد موسی خان مرحوم میباشد و در شهر کراچی سکونت دارد. ایشان بعد از بازنشستگی از نیروی هوایی ، بحیث رئیس در ادارات  مختلف از جمله  رئیس اداره گاز پاکستان انجام وظیفه مینمود .

مارشال بازنشسته هوایی  شوکت علی حیدری  چهره تابنده دیگری از نیروی هوایی پاکستان است  موصوف تا سالیان قبل بحیث فرمانده کل پولیس اطرافی  بلوچستان انجام وظیفه مینمود .

 افسر بازنشسته اردو میجر نادر علی یکی از فرزندان فعال این مردم است که پس از بازنشستگی از اردو  در پست های مهم دولتی  انجام وظیفه نموده است . چند سالی بحیث کمشنر در نواحی مختلف بلوچستان انجام وظیفه نمود و دراین اواخر بحیث سکرتر ترقیات حکومت بلوچستان انجام وظیفه مینمود. میجر نادر علی نیز مدتی را به اتهام اختلاس  در زندان بسر برد و بالاخره  چون گناه نداشت  ازاد گردید. وی در حین وظیفه بعدی اش خدمات شایسته را برای هزاره ها انجام داد . تعمیر شفاخانه یی در گلستان تاون ، قیر ریزی سرک های هزاره تاون و تعمیر ستد یوم ورزشی در گلستان  از جمله خدمات وی بحساب می اید .

میجر محمد علی  مرحوم  ، کرنل برکت علی شهید ، فرزندش میجر محمد علی شهید کارگل میجرنیازعلی و شمار زیادی از فرزندان هزاره در اردوی پاکستان  ستاره وار درخشیده اند که برخی دار فانی را وداع گفته و شماری در قید حیات هستند . افسر باز نشسته اردو کرنل محمد داود یکی از چهره های فعال و شناخته شده هزاره است .  مرحوم خیرمحمد خان جنرال پولیس ، برادرش گل محمد خان ، جنرال پولیس الحاج محمد موسی جعفری ،  افسران عالی پولیس هریک اس اس پی فقیرحسین هزاره ، اس پی منظور حسین ،اس پی صفدرعلی ، اس پی سلمان علی و دی اس پی جعفرعلی  هر کدام خدمت گار خوبی برای مردم هزاره  بوده و هستند.

سردار حسن موسی  فرزند  جنرال محمد موسی خان  در شهر کراچی به دنیا امد ، وی بحیث رئیس مجمتع ورزشی شرکت هوایی  پاکستان انجام وظیفه مینمود و در نزدیک دفترکارش واقع خیابان کشمیر در شهر کراچی توسط  افراد متعصب سپاه صحابه به شهادت رسید .

سردار مهدی حسن موسی  فرزند شهید حسن موسی  وی در کابینه موقت جنرال مشرف بحیث وزیر در کابینه ایالتی بلوچستان فعالیت میکرد و شخص فعالی  است .

مرحوم حاجی طالب حسین هزاره  فرزند شیخ رستم علی خان  فرد متنفذ و لایقی بود وی در دوره های مختلف بحیث وزیر در کابینه ایالت  بلوچستان  انجام وظیفه نمود.

مرحوم حاجی سید حسین اغا یکی از شخصیت های ملی و سیاسی سادات هزاره بود وی در عصر حکومت جنرال ضیا الحق سمت عضویت مجلس سنای پاکستان را داشت .

داکتر رقیه سعید یکی از دختران قوم دوست و دانشمند هزاره است ، وی یگانه دختر هزاره است که توانسته به پارلمان ایالتی بلوچستان راه پیدا نماید .

نور محمد طراف  یکی از چهره های سیاسی و ملی و همچنان از جمله ثروت مندان هزاره بحساب می اید .  وی در اوایل دهه هشتاد بحیث کونسلر و بعد در انتخابات دور حکومت بی نظیر بوتو بحیث رکن پارلمان ایالتی بلوچستان موفق گردید وی دودوره از سوی حزب مردم پاکستان نامزد و به پارلمان ایالتی راه یافت .

محمد یونس چنگیری ( افسر بازنشسته نظامی ) در دهه اول دوهزار با کسب رای اکثریت ارا به پارلمان ایالتی بلوچستان راه یافت  قبلا بحیث دگرمن ( کرنل ) نظامی در اردوی پاکستان فعالیت داشته است .

مرحوم شیخ محمد رحیم رحیمیان  یکی از علمای قابل قدر هزاره ها بود  وی بانی مدرسه در شهر کویته بنام دارالعلوم جعفریه بود که از سوی آیت الله خویی مرجع شیعیان جهان در عراق ، حمایت میشد

حسین علی رفیعی یکی از علمای برجسته هزاره ها در پاکستان به حساب می اید وی تحصیلاتش را در نجف و قم به پایان رسانیده  موصوف پس از فوت رحیمیان ریاست مدرسه دارالعلوم جعفریه را به عهده دارد . . اقای رفیعی با تلاش های زیادش توانست قبرستان وسیعی را برای هزاره ها و مومنین هزاره تاون و بروری خریداری نموده و در اختیار انها قرار دهد  و دران مسجد بزرگی را اعمار نموده است . 

محمد جمعه اسدی  روحانی جوان  ، پرتلاش و سخنور خوبی  است . تحصیلات عالی خود را  درحوزه های علمیه  نجف اشرف عراق و قم ایران به پایان رسانیده . وی در میدان سیاست پاکستان همیشه شرکت داشته  گاهی عضو شورای عالی رهبری تحریک جعفریه پاکستان بود . وی ریاست  مدرسه جامعه امام صادق (ع) را به عهده دارد . جامعه امام صادق یکی از مدارس مشهور اهل تشیع در پاکستان است . اقای اسدی  دو مدرسه  دیگر را بنام مدرسه خدیجه الکبری  در حاجی اباد طوغی رود و هزاره تاون بروری  تاسیس نموده و در انها دختران مومن تحت تربیه و مشغول فراگیری علوم  اسلامی هستند  وی چندین مسجد را در شهر کویته و مناطق دور افتاده شیعه نشین بلوچستان تعمیر نموده است ، اقای اسدی  شفاخانه و کتابخانه بزرگی را در هزاره تاون نیز تاسیس نموده که خدمت بزرگی به مردم هزاره بحساب می اید . وی همچنین  سرپرستی  صدها  یتیم هزاره را نیز به عهده دارد .

یعقوب علی توسلی  امام جمعه کویته است . وی نیز یکی از علمای سیاسی  هزاره است که تحصیلاتش را در نجف عراق و قم ایران تکمیل نموده است  . اقای توسلی سالیان طولانی بحیث رئیس ایالتی تحریک جعفریه  در بلوچستان بوده . وی زمانی مقام نایب رهبری را در تحریک جعفریه به عهده داشت .  موصوف مدرسه دخترانه یی بنام مدرسه فاطمه الزهرا را در منطقه سید اباد را رهبری میکند . اقای توسلی همچنین یکی از امام جمعه های شهر کویته نیز میباشد .

محمد ابراهیم حلیمی ، روحانی  متدین و لایقی است که یکی از استادان قابل قدر در مدارس دینی کویته بحساب می اید .

علامه علی جان عادلی  یکی از علمای متدین و دانشمندی است که در جامعه امام صادق تدریس مینماید و روزانه مشکل ده ها انسان را در مورد مسائل شرعی شان حل مینماید.

محمد رضا اکبری  یکی از علمای  سرشناس ، قابل قدر و فاضل هزاره های کویته است .

عبدالصمد اکبری  نیز عالم جید و دانشمند  و مدرس در حوزه های کویته است .

همچنین ، محمد امیر اخلاقی ، بهادر حسین موحدی ، میرزا محمد انصاری ، سید عبدالرزاق نجفی ، احمد حسین توکلی مرحوم ، شیخ عبدالحسین امینی مرحوم ، سیخ ناصر علی مرجوم  ، شیخ برات علی مرحوم  مرحوم شیخ ابوالحسن فاضل مرحوم شیخ رستم علی پدر حاجی طالب حسین هزاره از علمای فعال هزاره در کویته بحساب می ایند .

شهید محمد اسمعیل مایلو جوان پرکار و پرتلاشی بود که علیه گسترش مواد مخدر و نجات جوانان از این یوغ مرگ فعالیت های گسترده یی را انجام داد تا اینکه توسط باند مافیا به شهادت رسید .  برادر شهید مایلو  انجنیر مظفر علی چنگیزی پس از شهادت مایلو راه اورا ادامه داده و شفاخانه خوبی را در چوگ مری اباد  بنام مایلو شهید ترست  تاسیس نمود که دران افراد معتاد به مواد مخدر را تحت مداوا قرار میدهد . دراین شفاخانه صد ها انسان  از چنگال اعتیاد  رهایی یافته و به  زندگی عادی خود ادامه داده اند که زحمات انجنیر مظفر و همکارانش قابل قدر و مورد ستایش میباشد.

عبدالخالق هزاره  یکی از جوانان تحصیل کرده و اگاه این جامعه بحساب می اید که در راه فزونی علم و دانش و همچنین خدمات اجتماعی  نقش عمده را داشته است . موصوف مدتی بحیث  ناظم  ساحوی و در اواخر بحیث معاون ناظم زون شرقی شهر کویته انجام وظیفه مینمود  که این سمت انتخابی بود .  عبدالخالق از اعضای فعال شورای رهبری  حزب هزاره دیموکراتیک پارتی بحساب می اید .

حسین علی یوسفی  یکی از جوانان پرتلاش ملی و سیاسی هزاره است . وی از اغاز جوانی برای خدمت به مردم  گام برداشته است ، با اغاز انقلاب اسلامی افغانستان بحیث عضو فعال تنظیم مجاهدین هزاره  از دولت وقت پاکستان سلاح بدست اورده و با مشقت  زیاد  در دسترس هزاره های هزاره ستان قرار میداد ، اما این روند دیری نپائید و توسط یک توطئه خارجی  خنثی گردید  که قبلا یاد اورشدیم .

یوسفی بحیث کونسلر در منطقه ناصرآباد ، و بعد از ان مدیریت یک نمایندگی شرکت های هوایی و سیاحتی را دارد ،  برای رشد نسل نو هزاره مکتبی را تاسیس نمود که هزاران فرزند هزاره را  از نعمت تحصیل بحره مند ساخت ، وی نیز یکی از اعضای فعال شورای مرکزی حزب دیموکراتیک هزاره است .

محمد جواد ایثار قبلا بحیث معاون تنظیم نسل نو هزاره بود و بعد از تنظیم انشعاب نموده  تنظیم  جدیدی را  به نام شهید مزاری هاوس ترتیب نمود . با تاسیس حزب دیموکراتیک هزاره ها  ریاست این حزب را عهده دار شد . وی در امورات ملی دلچسپی زیاد دارد و همیشه فعالیت های خوبی را داشته است .

غلام علی آزاد  یکی از جوانان  تحصیل کرده هزاره است  چندین مرتبه مردم به او اعتماد نموده و بحیث نماینده در شورای شهری کویته معرفی شده است .

سید طالب  اغا یکی از جوانان تحصیل کرده و فعال سادات هزاره است  دومرتبه از سوی مردم بحیث نماینده در شورای شهری  رای گرفته و زحمات زیادی را برای مردم و ابادی منطقه تحت اداره اش کشیده است . اکنون نیز نماینده مردم  در شورای شهری است .

غلام علی حیدری  سالیان زیادی بحیث رئیس تنظیم  انجام وظیفه نموده است ، اما این تنظیم کدام موثریتی را برای اتحاد یا رشد مردم نداشته است . تنظیم  یک مکتبی را به ابتکار شخصیت علم دوست و دانشمند هزاره ها ، پروفیسر ناظر حسین تا سیس نموده است که دراین مکتب شمار زیادی از فرزندان هزاره از فراگیری علم بهره مند میشوند.

شماری از شخصیت های فعال ، ملی و مذهبی هزاره در پاکستان  به شرح ذیل معرفی میشوند ، که تعدادی از انان  دار فانی را وداع گفته و شماری هم در قید حیات در حال خدمت به مردم خود هستند  :

مرحوم حاجی سلیمان خان ارزگانی  و فرزندش میجر علی رضا خان ، مرحوم حاجی محمد جمعه ، مرحوم حاجی محمد عیسی ، حاجی غلام علی ید بیضا ،  مرحوم حاجی محمد میر و فرزندش حاجی محمد موسی میر ، مرحوم حاجی محمد موسی .

دررشته علم وفرهنگ دانشمندانی مانند پروفیسرناظرحسین ، پروفیسرتاج ، پروفیسر گل پرور، پروفیسر فاطمه ،  شعرای هزاره محمدعلی اختیار، محسن چنگیزی .  در بین سرمایه داران متنفذ و قابل قدر هزاره  مرحوم حاجی عظیم ، حاجی فضل حسین و فرزندانش حاجی اشرف و نثار علی  ، مرحوم حاجی علیاور و فرزندانش حاجی احمد علی ، حاجی محمدعلی و حاجی اکبرعلی ،  مرحوم حاجی نبی ،  حاجی غلام علی تیکدار و فرزندانش حاجی محمد علی ، حاجی اسحق و حاجی موسی . دربین تاجران  حاجی نوروز علی ، حاجی علی جان و سید علی نقی در بین شخصیت های قومی  حاجی چمن علی ، حاجی احمد علی شهید ، حاجی عباس  مشهور به اقای جوس از کراچی .  در فهرست روشن فکران و دکتوران  داکتر محمد اسمعیل ، داکتر نوروز علی  گلزاری ، داکتر انور حسین ، داکتر اصغرحسین ، داکتر صمد علی و غیره  شهرت دارند .  همچنین متنفذین و روشنفکرانی مانند ولایت حسین ایدوکیت ، خادم علی ایدوکیت ، قلب رضا فولادی ، فرزندش کرنل محمود ، ریاست علی فرمانده در نیرویی هوایی ، کرنل داود ، و محمد رضا برادرش ، سردارعلی هزاره ، ماستر احمد علی ، محمد موسی مارشل ، احمد علی کوهزاد ، قیوم نظر چنگیزی ،  یونس علی ،  مرحوم حاج حیدر زرگر ، مرحوم حاج غلام حیدر کوکو ؛ نادر خان شاعر ؛ مرحوم حیدر علی کارمل مورخ ،  حاجی صوبیدار حسین علی ، شهید ملا جمعه خان ، حاجی عبدالحسین ، حاجی عبدالواحد ،  شهید علی جمعه اسا ، مرحوم حاجی رمضان ، حاجی بابا علی ، منورعلی ، مرحوم بابو محمد امین ، حاجی محمد عیسی مرحوم ، حاجی بوستان علی مرحوم ، حاجی عبدالعزیز مرحوم ؛ مرحوم  حاجی عوض علی قلندر، حاجی جمعه خان ، مرحوم نادرعلی سرجنگ ، حاجی حسین علی وفایی ، مرحوم حاجی اخترمحمد ، سید عوض آغا ، مرحوم حاجی محمدعلی پسر عموی جنرال محمد موسی خان مقیم سانگر سند و غیره  افرادی وجود داشته و دارند که  تمام ملت هزاره  به  وجود انان افتخار داشته و دارند .

 

 

مراکز مهم اقامت  هزاره ها در پاکستان .

 

پس از متلاشی شدن نیروهای جنگی هزاره ها در مقابل لشکر عبدالرحمن و شکست هزاره ها ، چنانچه قبلا ذکرگردید، هزاره های که توان داشتند راه هجرت را درپیش گرفتند و  بیشتر روبه کشور های همسایه اوردند که جمعی از این هزاره های مهاجر در شهر شالکوت  هند بریتانیایی اقامت نمودند .  هزاره های که در هند قدیمی و یا پاکستان کنونی بود وباش دارند بیشترین مرکز شان در شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان است  که در دونقطه شرقی و غربی شهر موقعیت دارند .

 

کویته:

 

خیابان علمدار:

خیابان علمدار در شرق شهر کویته از میزان چوک ( چهار راهی مرکزی شهر ) شروع شده و تا دامنه کوه مردار امتداد یافته است . 

در حومه این خیابان  نواحی مختلفی  بنام  حاجی آباد ، نو آباد ، نچاری ، سید آباد ، گلستان تاون ، هزاره هاوسنگ سوسایتی ( سوله یکر) ، ناصرآباد ، مومن آباد، و محلات عباسیه  ، حیدری ، فاطمیه ، هاشمی و نادراباد با مزافات شان   موقعیت دارند. این ساحه اولین مرکزیت هزاره ها پس از هجرت  یکقرن و نیم گذشته در خارج از هزاره جات بوده و حدود پنجاه هزار خانوار دراین نواحی سکونت دارند .  دراین اواخر از اثر تلاش و فعالیت شخصیت های سیاسی هزاره  این ناحیه دارای شفاخانه های دولتی و شخصی ، کالج های دخترانه و پسرانه ، مکاتب ، مدارس دینی ، مراکز ورزشی ، ستدیوم ورزشی ، مراکز اموزش کمپییوتر ، زبان وغیره میباشد . در این ناحیه کوچک به تناسب نفوس ، بیش از بیست مسجد و امام بارگاه ( محل برگذاری مجالس عزاداری)  دارد و عیدگاه بزرگی  برای ادای نماز عیدین نیز دراین ساحه واقع است . بهشت زینب (س) یا هزاره قبرستان  یکی از قبرستان های تاریخی و بی مانند است که در ان هزاران انسان از حدود یک قرن ونیم خوابیده و بهشت شهدای سانحه های کویته در دو چهار دیواری  در این قبرستان زیارتگاه عمام و خاص میباشد . 

 

هزاره تاون :

 

محل دیگر بو وباش هزاره ها که بیشتر پس از اغاز دهه هشتاد میلادی توسعه یافته و رشد نمود واکنون به ساحه طویل و عریضی  تبدیل شده است که حد اقل این ساحه در ۲۰ کیلو متر مربع مساحت واقع شده  و بنام هزاره تاون بروری یاد میشود .  هزاره تاون  در ناحیه غربی شهر کویته  در دامنه سلسله کوه شمالی پلتن موقعیت دارد .

نواحی مهم هزاره تاون عبارت اند از بلاک ۱ هزاره تاون  بلاک ۲ ، بلاک ۳ ، علی آباد ، حسین آباد ،  برمه حاجی احمد ، گلشن حسن ، اقبال آباد ، کرانی ،  مری کالونی ومزافات انان  میباشند . دراین ساحه نیز بیشتر از چهل هزار خانوار سکونت دارند . خانه ها و ماركيت ها در این نواحی بیشتر به سبک جدید و بسيارزیبا ساخته شده اند . در منطقه هزاره تاون  نیز شمار زیادی از مکاتب و مراکز تحصیلی فعالیت دارند . شفاخانه بزرگی ساخته شده است و کتابخانه بزرگی برای اگاهی نسل های اینده تحت اداره  حجت الاسلام عبدالرحیم اخلاقی  فعال است . درناحیه هزاره تاون بیش از ده مسجد و عزا خانه وجود دارد ، مردم هزاره در این منطقه به علت دوری از شهرکه حدود ده کیلو متر فاصله دارد مراکز تجاری ، مارکیت ها و بازار های خوبی را ساخته اند .

 

کراچی:

 

کراچی شهر تجارتی و مرزی پاکستان با بحرهند است ، این شهر یکی از بزرگترین شهر های پاکستان بحساب می اید ، در شهر کراچی نیز هزاره ها در چندین ساحه بود وباش دارند .

 

حسین هزاره گوت :  این ساحه در منطقه گلشن اقبال در جوار سفاری پارک موقعیت دارد و در حدود سه صد خانوار هزاره دراین منطقه بود وباش دارند .  این منطقه توسط شخصی بنام حسین علی هزاره  تصرف و برای هزاره ها توزیع و فروخته شد ، مسجد و عزاخانه بزرگی دارد و مرکزیت هزاره های کراچی بحساب می اید .

منگوپیر:

در غرب کراچی جدید ، در دامنه تپه و چشمه یی حدود  دوصد خانوار از هزاره ها  ساکن اند . این ناحیه دارای مسجد و حسینیه عالی شانی است.

قصبه مرکز دیگری است که حدود پنجاه خانوار هزاره درانجا سکونت دارند .

هزاره کالونی ( کوه ملی ) ساحه یی است در مقابل دانشگاه کراچی در منطقه شرقی گلستان جوهر دراین ساحه نیز در حدود دوصد خانوار هزاره بسرمیبرند ولی از اثر اختلافات شماری از استفاده جویان  این منطقه زمین هایش رسما برای هزاره ها توزیع نشده است .

جعفر طیار کالونی ملیر یکی از مناطقی است که دران هزاره ها بود وباش دارند .

منطقه دیگری که هزاره ها دران زندگی میکنند  گزری نزدیک دفنس ویکی از مناطق اعیان نشین شهر کراچی است که دراین منطقه نیز ده ها خانوار هزاره زندگی میکنند.  شماراز هزاره های سروت مند در مناطق ناظم اباد ، کلفتن ، گلستان جوهر، و مناطق مختلف گلشن اقبال بود وباش دارند  که به علت متفرق بودن شان مرکزیت خاصی ندارند .

حیدر باد و لطیف اباد دو منطقه است که در شهر حیدر اباد سند موقعیت دارند و دراین دوساحه هزاره های زیادی بود وباش دارند و به پیشه های تجارت مغازه داری مشغول اند .

در داخل ایالت سند نیز هزاره ها ی زیادی بشکل قبیله وار در مناطق سانگر ، نواب شاه ، و غیره سکونت دارند که بیشتر زمیندار اند و به زمینداری مشغول اند وازجمله زمین های شخصی خانواده جنرال محمد موسی مرحوم و ملا محمد جان پسر عمویش در همین نواحی میباشد .

 

مچ :

 

مچ یکی ازشهرهای بلوچستان است و درحدود 35 کیلومتری جنوب شرقی کویته موقعیت دارد . دراین شهر هزاره های  زیادی سکونت دارند که بیشترین شان به کار کردن در معادن زغال سنگ مشغول هستند .  تیکدار محمدجان یکی از شخصیت های سیاسی و اجتماعی هزاره های مچ بود که توسط باند ترورستی سپاه صحابه به شهادت رسید  در مچ نیز بیشتر از یکصد خانوار هزاره سکونت دارند .

 

لورالایی:

 

لورلایی به مسافت حدود دوصد کیلومتری  شمال شرق کویته موقعیت دارد  دراین شهر نیز هزاره ها سکونت دارند و به همین گونه در نواحی این شهر در شهرک های سنجاوی ، دوکی ، ژوپ، مسلم باغ  و ارنایی نیز ده ها خانوار هزاره سکونت دارند .

هزاره ها بطور پراکنده در شهر های تربت ، خضدار ، لسبیله ، حب ، سبی ، دهادر، دیره مراد جمالی ، اوسته محمد ، صحبت پور ، دیره الله یار، نوشکی ، دالبندین  و تفتان نیز سکونت دارند که بیشتر یا کارمندان دولت هستند ویا پیشه های کفش دوزی ( موچی گری ) ، پنچرگیری ، دوکانداری  و هوتل داری مشغول هستند .

هزاره ها در شهر های بزرگ پاکستان مانند لاهور، راولپندی ، اسلام آباد و پشاور نیز سکونت دارند اما متفرق هستند . مرحوم  نصرت فتح علی خان  و اجدادش که در فن سرودن موسیقی قوالی شهرت جهانی داشت  از هزاره های  بوده که از منطقه بهسود  از مناطق شرقی هزاره جات  هجرت نموده و در شهر لاهور سکونت داشتند .

در شهر پاره چنار یکی از شهر های ایالت سرحد ، هزاره ها بطور دسته جمعی ده ها خانوار زندگی مینمایند که به هزاره های کرمی در بین دیگر هزاره ها ی پاکستان شهرت دارند .

 

ضلع هزاره ساحه یی از ایالت پنجاب است که به هزاره های چچ مشهور است  و این ها هزاره های هستند که قبل از قتل عام هزاره ها توسط  عبدالرحمن در افغانستان ، در همین ناحیه بود وباش داشته اند و تمام رسومات ، فرهنگ و حتی زبان خودرا فراموش نموده وبیشتر به زبان پشتو و هند کو صحبت میکنند .  شماری مورخین براین عقیده اند که این مردم  از عصر حکومت مغولها در هند سکونت دارند .

اما مشخص نیست که ایا منطقه به اسم هزاره است  یا این قوم یکی از اقوام هزاره است ؟ امید واریم  در اینده در مورد این ساحه بزرگ و اهالی ان تحقیق نموده و معلوماتی ارائه دهم .

 

               والسلام علیکم ورحمت الله

 

                                           نوروز ۱۳۸۶  کابل افغانستان

 

+ نوشته شده توسط علی قاسمی در 2008/2/11 و ساعت 14 |